مردمان بیدین در رتبه سوم با 16% جمعیت جهانی قرار دارند. جالب آن که نیمی از این افراد به خدا اعتقاد دارند، اما مذهبی را برای خود به رسمیت نمیشناسند.
اگرچه در غرب کلیه کلیساهای مسیحیان خیز بلندی برای تبلیغ مسیحیت در دنیا برداشته و شدت بیشتری به فعالیت های خود دادهاند، اما هنوز مسلمانان که پایبندی آنها بیشتر و تشتت و اختلاف آرا در آنها به مراتب کمتر از ادیان دیگر است، با تمامی فقر مالی و مشکلات کشورههای اسلامی رتبه دوم را در جامعه جهانی از آن خود نموده است.
به گزارش شیعه نیوز به نقل از بازتاب، بر پایه بررسیهای بهعمل آمده توسط کارشناسان و آمارگیران جهانی و استنتاجات انجامشده از آمار و اطلاعات کشورها، هم اکنون پیروان دین مسیحیت 33 درصد کل جمعیت جهان را تشکیل میدهند. اما تشتت آرا در این دین که در اغلب موارد نهی و انکار دیگری را بهصورت ریشهای در مقررات خود دارند، از کلیه ادیان دیگر بیشتر است.
کاتولیکها، پروتستانها، ارتدوکسهای شرقی، پنته کوستالها، انگلیکانها، مونوفیزیستها، ایایسی ها، سنت لاتردیها، شاهدان جیوها، کوئیکرزها، ای.او.جیها و نومینالها هواداران گوناگون فرقههای این دین را تشکیل میدهند.
اسلام با سهم 21 درصد از جمعیت دنیا که شامل سنیها و شیعیان و چند فرقه دیگر میشود، در رتبه دوم قرار دارد.
مردمان بیدین در رتبه سوم با 16 درصد جمعیت جهانی قرار دارند که شامل منکرین خداوند، مردمان سکولار و افرادی که مذهب خود را آشکار نمینمایند هستند. جالب آن که نیمی از این افراد به خدا اعتقاد دارند، اما مذهبی را برای خود به رسمیت نمیشناسند.
بر اساس این گزارش، هندوئیسم در رتبه چهارم با 14درصد قرار گرفته است، پس از آن بودیسم با 6 درصد و سنت چینی هم با 6 درصد جمعیت جهانی و همچنین مذاهب درونزایی ابتدایی آفریقایی و سنتهای آفریقایی نیز شامل 6 درصد جمعیت جهانی میباشند.
همچنین سیکیسم با 36 صدم درصد جمعیت جهان در رتبههای بعدی قرار دارد و دین معروف یهودیت هم با 22 صدم درصد جمعیت جهانی در انتهای لیست ادیان معتبر قرار میگیرد.
ب) جايگاه اخلاق در انديشه و عمل حضرت امام خميني (ره)
تاريخ هاي مهم
ارتباط با دبيرخانه کنگره
نسخهای از قرآن به زبان انگلیسی و با حجمی بیشتر و همراه با تصاویری از زنان نیمه عریان و مغازههای مشروب فروشی و ...در اقدامی علیه اسلام، در ماه سپتامبر در موزههای سانفرانسیسکو و کالیفرنیا به نمایش درخواهد آمد.
به گزارش شبکه ایران به نقل از لسآنجلستایمز، با رشد روزافزون گرایش به اسلام در آمریکا، مبارزه نرم با این پدیده به عرصه هنر کشیده شده است. این نکته ایست که لس آنجلس تایمز نیز نمی تواند آن را انکار کند و معتقد است منشا این فعالیتهای ضداسلامی رشد گرایش به اسلام در آمریکاست.
اما ماجرا از این قرار است که هنرمند آمریکایی فارغالتحصیل از مؤسسه هنری اُتیس/پارسون از لسآنجلس که تاکنون نمایشگاههای زیادی در سطح بینالمللی داشته است، اخیرا اقدام به چاپ نسخه جدیدی از قرآن کریم نموده که آن را «قرآن آمریکایی» نامیده است.
این نسخه از قرآن کریم که تماما به زبان انگلیسی است، با تصاویری از زندگی معاصر در آمریکا، تذهیب شده، بنابراین 300 صفحه بیشتر از نسخه اصلی قرآن است.
تصویری که بیش از همه در میان تصاویر منتشر شده در این قرآن جلب توجه میکند، تصویری مربوط حادثه 11 سپتامبر و انفجار برجهای دوقلوست و مهمتر آنکه این اثر قرار است که در ماه سپتامبر در گالری «کاترین کلارک» سانفرانسیسکو و گالری «دل ریو کوپلین» در کولور سیتی کالیفرنیا به نمایش درآید.
«بیرک» این تصاویر را با استفاده از جوهر و رنگ گوآش ترسیم کرده و ابعاد کار 16 در 24 اینچ است.
بنا براین گزارش، اگرچه «بیرک» برای مصاحبه در این مورد در دسترس نیست ولی او در بیانیهای که اخیرا بروی سایت گالری «دل ریو کوپلین» منتشر شده، آورده است: من در تذهیب این قرآن آمریکایی از ساختاری سنتی استفاده کردهام و این قرآن از آنجاییکه در بر گیرنده متن اصلی قرآن (نسخه عربی) نیست، صرفا یک قرآن آمریکایی است و ربطی به قرآن مقدس ندارد.
«لیندا کوماروف»، متصدی بخش هنرهای اسلامی در موزه هنری لسآنجلس گفت: به نظر من این ادعای «بیرک» به هیچ وجه صحیح نیست، چون مخاطبان قرآن تنها محدود به کسانی نیستند که میتوانند نسخه عربی قرآن را بخوانند و یا بفهمند، قرآن پیامی جهانی دارد و من واقعا نمیدانم که گفتن اینکه اگر شما قرآن را به انگلیسی بخوانید، تقدس آن را کنار گذاشتهاید، چه معنی دارد؟!
«محمد قریشی»، مدیر مرکز اسلامی جنوب کالیفرنیا نیز در واکنشی صریحتر گفت: این اقدام به هیچ وجه قابل قبول نیست.
وی پس از دیدن عکسهای مربوط به اثر «قرآن آمریکایی» گفت: این اثر مسلمانان را خواهد رنجاند، در میان تصاویر بیش از همه زنان نیمه عریان و همچنین مغازههای مشروب فروشی مرا نگران و آزرده خاطر کرد.
هنوز اطلاعاتی درباره محتوای این ترجمه و اینکه چه اندازه با قرآن کریم مطابقت دارد منتشر نشده است.
اثرپذيري روحها از يكديگر
روح حالتي دارد كه تأثير ميگذارد و تأثر ميپذيرد. يعني وقتي كه شما كنار من نشستهايد روح من ناخودآگاه (در حالي كه من هم متوجه نيستم) بر روح شما اثر ميگذارد و از روح شما اثر ميگيرد. همنشيني مؤثر است و به اين دليل است كه ميگويند به زيارت يكديگر برويد. به زيارت مؤمنان برويد. سر سفره فلاني ننشينيد. در مجلسي كه فلان كس است نرويد. در عالم مادي نيز همه چيز را نميتوان به چشم ديد. به عنوان مثال ميبينيم شخصي كه در محيطي نشسته يك مرتبه حالت تهوع پيدا ميكند و حالش بد ميشود، بدون اينكه چيزي خورده باشد. آنچه به چشم ميآيد باعث مسموميت او نشده است. بعد مشخص ميشود كه هوايي كه تنفس ميكند آلوده بوده، مادهاي سمي در هوا بوده كه به چشم نيامده ولي او تنفس كرده است. در عالم روح، قضيه از اين خيلي لطيفتر است. ارواح بر هم تأثير دارند و اين تأثير بين روحها در اثر حضور فيزيكي جسمهاشان (قالبهاشان) در كنار هم (خصوصاً از دو كانال چشم و گوش كه مجراي تغذيه روح است) انجام ميشود.
يك روح حساس و ظريف
وقتي كه روح ظريف و حساس باشد، اگر كسي در گوشهاي از جامعه اسلامي گناه كند، اين روح از گناه آن فرد متأثر ميشود و استغفار ميكند، نه به خاطر اينكه گناهي كرده است، به دليل آنكه روحش بر اثر گناه افراد صدمه ديده است. اگر يكي از شيعيان يك جسارت يا گناهي كرده باشد، توبه و استغفارش را اهل بيت(عليهمالسلام) ميكنند چون روح آنها ظريف و حساس است و متأثر ميشوند. روح در آن جايي كه زندگي ميكند مرتباً از ديگران اثر دريافت ميكند به اين دليل است كه ميگويند جامعهي سالم و نيز هم نفس و هم صحبت سالم پيدا كنيد.
به اميرالمؤمنين(ع) خبر ميدهند كه در گوشه مملكت مثلاً كسي برخلاف شئونات انساني و اسلامي كاري كرده است. حضرت ميفرمايند: «اگر كسي اين حرف را بشنود و بميرد من مذمتش نميكنم». امام علي(ع) نه گناهي كرده و نه مسئوليتي دارد و نه كسي او را عقاب ميكند. اما روح اين موجود لطيف متأثر از فضايي است كه در آن قرار گرفته. بنابراين يكي از مقولهها در تربيت، مقوله مجالست است.
القاء؛ مهمترين اثر زيارت
در مجالست، آن چيزي كه بيشتر مؤثر است زمان و تكرار و مداومت است، كثرت كمي برخوردهاست. يكي از مسائل در بحث زيارت مسأله القاست. آن چيزي كه در القاء به جاي كميت و زمان اهميت دارد، كيفيت است. آن چيزي كه بيشتر مطرح است استعداد و پذيرش و آمادگي طرف مقابل و همچنين روح قوي القاء كننده است. لذا در مدل القايي امكان دارد كسي در يك برخورد، تحول پيدا كند. در تاريخ صدر اسلام كساني ميآمدند و با پيامبر(ص) برخورد كرده و در يك برخورد متحول ميشدند، اين روش القاست. تربيت زيارت، بيشتر از نوع القايي است. زيارت افراد عادي، تأثيرات عادي و معمولي دارد. ولي درخصوص زيارت اهل بيت (عليهم السلام) توجه و تأكيد بيشتري شده است. شما در اطراف آهنربا چيزي نميبينيد، اما وقتي يك قطعه آهن كنارش ميبريد، متوجه ميشويد كه بر اثر القاي آهن به آهنربا تبديل شده است.
چون آهن مادهاش مستعد است، وقتي كه در محدوده آهنربا قرار ميگيرد خودش به آهنربا تبديل ميشود. شما وقتي در حوزه يك زيارت قرار ميگيريد هر چه نزديكتر شويد القاء قويتر ميشود. وقتي شما به زيارت اهل بيت (عليهم السلام) ميرويد فقط ثواب نبردهايد، چيز ديگري شدهايد، اين مهم است. شمع خاموش ما وقتي به زيارت امام حسين (عليهالسلام) و يا امام رضا (ع) ميآيد، هنگامي كه به شمع روشن آنها وصل ميشود روشن ميشود (تنها ثواب نبرده، تحول پيدا كرده است) اين شمع وقتي كه به شهر خودش بر ميگردد، از آن جا كه روشن است شمع وجود كس ديگري را هم روشن ميكند. لذا فرمود: «من زار زائرنا كمن زارنا» (كسي كه زائر ما را زيارت كند مثل آن است كه خود ما را زيارت كرده است). چون زائر ما چيزي گرفته كه شمع خاموش وجودش روشن شده است. اين آهنربا كه تا ديروز آهن بود هزاران آهن ديگر در كنارش بودند و هيچ اثري نميتوانست بر آنها داشته باشد تحت القاء و مغناطيس وجود امام(ع) آهنربا شده است. حالا وقتي به ديار خودش بر ميگردد او نيز ميتواند يك عدهاي را آهنربا كند.
پس در زيارت يك القاء صورت ميگيرد. در زيارت روح عوض ميشود. تنها ثواب بردن مطرح نيست. زيارت در يك يا دو بعد بر ما اثر نميگذارد. چون جامع است ما را غرق ميكند، پس در همه ابعاد است.
امام زمان(عج) دائم به زيارت امام حسين(ع) ميروند، در مواقع مختلف (شب قدر، شب جمعهها، دوشنبهها) زيرا چيزي آنجاست، خبري آنجاست. ائمه اطهار(ع) وقتي مدينه بودند، هر وقت مريض ميشدند، و يا كاري داشتند به زيارت پيامبر(ص) ميرفتند. زيارت تنها درد دل و درمان دردها نيست. در زيارت، تغيير، تحول و نو شدن وجود دارد. شخصي خدمت امام صادق(ع) آمد و گفت: «يابن رسول الله! اين همه كه در باب زيارت گفته شده بسيار علاقه داريم، اما ما ناراحت هستيم» حضرت فرمود: «چرا ناراحتي؟» در جواب ميگويد: «بعضي اوقات ميبينيم پدر شما، اجداد شما ابي عبدالله، اميرالمؤمنين(ع)... شهيد شدهاند، فوت كردهاند، ما در خدمت آنها نيستيم و از زيارت آنها استفاده نميبريم، زماني فرزندان بچههاي ما ميخواهند شما را ببينند اما شما نيز از دنيا رفتهايد آنها چه بكنند؟! آنها كه توفيق زيارت شما را ندارند، چه بكنند؟» حضرت ميفرمايد: «من زارنا في مماتنا كمن زارنا في حياتنا»، (آنهايي كه در مرگمان به زيارت ما آمدهاند (به زيارت قبور ما بيايند) مانند كساني هستند كه در حيات ما به زيارت ما آمدهاند) چرا كه ولايت امام(ع) و روح ايشان نمرده است. جسمش مرده است. ما نگاه ولايتي امام(ع) را ميخواهيم.
ما در زيارت خودمان را تحت تابش مغناطيسي ولايت امام(ع) قرار ميدهيم.
بعد از حضرت دوباره سؤال ميكند: «بعضي وقتها راه دور است.» حضرت ميفرمايند: «بعد و قرب ندارد، همه جا زيارت هست». (البته چون ما موجودات مادي هستيم قرب بيشتر بر ما اثر ميگذارد).
زيارت يك ملاقات دو طرفه
نكته ديگري كه بايد گفت اين است كه زيارت يك ملاقات دو طرفه است. اگر شما نامهاي را براي دوستان بنويسي و با پست به دستش برساني، ميگويند: نامه دادهاي. نامه ارسال كردن يك طرفه است. اما زيارت يك ملاقات دو طرفه است. يعني وقتي شما به زيارت ابيعبدالله(ع) ميروي تنها تو نيستي كه ايشان را زيارت ميكني، او هم شما را ميبيند. وقتي به زيارت امام رضا(ع) ميروي، فقط شما نيستي كه به آنجا ميروي و ميبيني، ايشان نيز شما را ميبينند. «اشهد انك تشهد مقامي و تسمع كلامي و ترد سلامي» سلامم را جواب ميدهي، حرفهايم را ميشنوي (اصلاً داري مرا ميبيني). چه لذتي بيشتر از اينكه آدم در زمانهايي حس كند كه ائمه(ع) دارند نگاهش ميكنند؟! دست و چشم حمايتي آن ولي الله اعظم هوايش را دارد. همه چيز از همين يك نگاه حاصل ميشود.
منبع: پایگاه آستان قدس رضوی.نويسنده: احمد يوسفي صراف
وب لاگ شخصي :
http://www.kelergiman.blogfa.com/ http://www.marzban.blogfa.com
1- تحصیلات کلاسیک : فوق لیسانس مذاهب اسلامی (در حال تدوین پایان نامه)( دانشگاه ادیان و مذاهب )
2- تحصیلات حوزوی : خارج اصول و فقه حوزه علمیه{مدارج علمی اتمام سطح ( فوق لیسانس) به استناد مصوبه هیات وزیران و..}
3- گواهینامه قبولی دوره کتابداری مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی و اساتید دانشگاه تهران و دوره کارورزی 1000 ساعته
4- گواهینامه قبولی دوره عمومی زبان عربی دانشگاه باقرالعلوم (ع)
5- گواهینامه قبولی دوره تخصصی زبان عربی دانشگاه باقرالعلوم (ع)
6- گواهینامه قبولی دوره عمومی زبان انگلیسی دانشگاه باقرالعلوم (ع)
7- گواهینامه قبولی دوره تخصصی زبان انگلیسی دانشگاه باقرالعلوم (ع)
عضویت در مجامع علمی فرهنگی
1- عضو شوراي سياست گذاري سايت اسلاميك داك http://www.islamicdoc.com
وابسته به مركزاطلاعات و مدارك اسلامي
2- عضو شوراي سياست گذاري سايت اسلاميك قم سی تی http://www.islamicqomcity.com
وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی
3- عضو شوراي سياست گذاري وکارشناس علمی و ناظر محتوایی سایت اینترنتی حوزه هنری استان قم
http://www.artqom.com و http://www.qomart.com
4- عضو هیات تحریریه نشریه دانشجویی هفت اقلیم (مقطع فوق لیسانس) - دانشگاه ادیان و مذاهب
5- عضو هیات مؤسس و هیات مدیره و بازرس انجمن کتابداران استان قم ( 84 – ادامه دارد)
1- تدریس کتابداری و اطلاع رسانی(منابع مرجع فارسی و عربی) در دانشگاه جامع علمی و کاربردی(82-ادامه دارد )
2- تدریس کتابداری و اطلاع رسانی (فهرست نویسی , رده بندی , آشنایی با نرم افزارهای کتابخانه ای و منابع مرجع فارسی و عربی) مرکز آموزش شماره 2 وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی( 81-ادامه دارد )
3- تدریس تاریخ اسلام و تاریخ امامت در دانشگاه قم ( 84 - ادامه دارد)
4 - کارشناس دینی موضوعات مهدویت ( شبکه 2 سیما دربرنامه زنده به سوی ظهور و رادیو معارف و...)
5- تدریس آشنایی با اینترنت و نرم افزارهای پژوهشی وخدمات مرجع و روش تحقیق و .... درقالب کارگاه های آموزشی در حوزه های علمیه و برخی مراکز دیگر
1- مدیر مركز اطلاع رسانی علمي سازمان حوزه ها و مدارس علميه خارج از کشور ( 81-84)
2- معاون اجرایی ومدیر تامین محتوا و رسانه ی بخش پژوهش چهاردهمین نمایشگاه بین المللی قران کریم (1385)
3- مدیرتامین منابع وممیزی بخش پژوهش پانزدهمین نمایشگاه بین المللی قران کریم (1386)
4- کارشناس پژوهش دفتر طرح و برنامه مرکز مدیریت حوزه علمیه قم( 81 – 84)
5- ناظر فهرست نویسی و رده بندی کتابخانه های مجمع التقریب مذاهب اسلامی و .....
6 - مدیر اجرایی و کارشناس نقد و ارزیابی کتب و مقالات مجله آینه پژوهش( 69-72)
7- مدیر اجرایی و گردآودنده خبرنامه" دین پژوهان" کشور (81 - 84/ 15شماره) زیر نظردبیرخانه دین پژوهان کشور
8- دبیر و گردآورنده خبرنامه" ادیان و مذاهب" زیر نظر انجمن علمی ادیان و مذاهب حوزه علمیه قم(85 – ادامه دارد)
9- مدیر اطلاع رسانی فرهنگی معاونت فرهنگی و تبلیغی دفتر تبلیغا ت اسلامی( 85 – ادامه دارد)
10- مدیر اداره کتابخانه های دفتر تبلیغات اسلامی ( 68-70)
11- مدیر هماهنگی امور انفورماتیک دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم( 77- 79)
12- مدیر و عضو شورای علمی واحد آمار و اطلاعات فرهنگی معاونت فرهنگی و تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی( 73-83)
13- معاون اطلاع رسانی مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی( 78-81)
14- کارشناس و مشاور اطلاع رسانی معاون پژوهش دفتر تبلیغات اسلامی و رییس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی ( 81-83)
15- مدیر هماهنگی و همکاری های علمی و پژوهشی و بین الملل حوزه پژوهش دفتر تبلیغات اسلامی( 83-85)
16- مدیر کارگزینی کل دفترتبلیغات اسلامی (1372 – 1378 )
1- مدیر اجرایی مجله آینه پژوهش ویژه نقد کتاب و کتابشناسی در حوزه علوم اسلامی (1369 – 1372 )
2-مدیر اجرایی ویژه نامه همایش قران و مسایل جامعه معاصر(1385) – برگزاركنندگان: دفتر تبلیغات اسلامی ,سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و سازمان ایسیسکو
3- عضو هیات تحریریه مجله دانشجویی هفت اقلیم (مقطع فوق لیسانس) - موسسه آموزش عالی ادیان و مذاهب
4- دبیر علمی و نویسنده فصلنامه آموزشي معرفت علوي / زیر نظر معاونت فرهنگي كميته امداد امام خميني (ره)
5- دبیر علمی و نویسنده خبرنامه دين پژوهان (1380 – 1384)/ زيرنظر دبیرخانه دین پژوهان کشور
6- دبیر علمی و نویسنده خبرنامه اديان و مذاهب اسلامي / زيرنظر انجمن علمی اديان و مذاهب حوزه علميه قم
فعالیت های اینترنتی
1- مدیر سایت اینترنتی" بلاغhttp://www.balagh.net "
وابسته به معاونت فرهنگی و تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی
2 – عضو شوراي سياست گذاري سايت "اسلاميك داك" http://www.islamicdoc.com
وابسته به مركزاطلاعات و مدارك اسلامي
3 - عضو شوراي سياست گذاري سايت "اسلاميك قم سی تی" http://www.islamicqomcity.com وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی
4- عضو شوراي سياست گذاري وکارشناس علمی و ناظر محتوایی سایت اینترنتی حوزه هنری استان قم
http://www.artqom.com و http://www.qomart.com
5 - آماده سازی و راه اندازی سایت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی " ایسکا" http://www.isca.ac.ir
6 - آماده سازی و راه اندازی سایت موسسه پژوهشی انتظار نور "منجی"http://www.monjee.org
آثار منتشره یا در دست انتشار
1- ایران شناسی فرهنگی 28جلد – به صورت گروهی (زیرنظر ) / سفارش دفتر تبلیغات اسلامی ( آماده نشر )
2- نقش حوزه های علمیه در ساختار حکومت و تمدن اسلامی – به صورت گروهی(زیرنظر ) / سفارش دفتر طرح و برنامه مرکزمدیریت حوزه علمیه قم ( آماده نشر )
3 - حوزه های علمیه و نقش it در آموزش و پژوهش های دینی - به صورت گروهی (فارسی و انگیسی) / مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران
4- شیعه و ضرورت فعالیت های مجازی / ارائه شده در همایش شیعه شناسی مرکزجهانی علوم اسلامی و ...
5- گرداوری و تدوین فصلنامه آموزشي معرفت علوي (2شماره ويژه تابستان وپاييز)/ زیر نظر معاونت فرهنگي كميته امداد امام خميني (ره)
6- گرداوری و تدوین خبرنامه دين پژوهان شماره ه هاي 1 – 15(1380 – 1384)/ زيرنظر دبیرخانه دین پژوهان کشور
7- گرداوری و تدوین خبرنامه اديان و مذاهب اسلامي شماره ه هاي 3و4و5 / زيرنظر انجمن علمی اديان و مذاهب حوزه علميه قم
8 - گرداوری و تدوین مقالات مختلف کتابشناسی و مقاله شناسی ونقد کتاب ( چاپ شده به صورت پراکنده در کتاب های ره توشه و مجله آینه پژوهش و ....)
1- مدیر تولید و ناظر محتوایی نرم افزار مطهر(مجموعه اثار شهید مطهری) – پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
2- مدیر تولید و ناظر محتوایی نرم افزار نجم (مجموعه اثار علامه حسن زاده)- پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
3- مدیر تولید و ناظر محتوایی نرم افزار خطیب(مجموعه اثار مرحوم فلسفی) - پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
4- مدیر تولید و ناظر محتوایی نرم افزار راهنما - پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
5- مدیر تولید و ناظر محتوایی نرم افزار اهل البیت (علیهم السلام) - پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
6- ناظر محتوایی و کارشناس علمی نرم افزار شبهه شناسی مهدویت - مؤسسه پژوهشی انتظار نور
7 - مدیر تولید و ناظر نرم افزار مساله شناسی شبهات و مسایل مستحدثه دینی - دفترتبلیغات اسلامی
8 - ناظر محتوایی و کارشناس علمی لوح فشرده پیامبر اعظم (ص) – منتشره به مناسبت سال پیامبراعظم (ص)
9– گرداوری و تنظیم لوح فشرده منابع ارجاعی و تمام متن مرتبط با حج و یژه حجاج و کارشناسان فرهنگی
10- گرداوری و تنظیم لوح فشرده و دی وی دی صوتی مناسبتی ویژه مراکز سازمان حوزه ها و مدارس علمیه خارج از کشور
- ماخذشناسی (کتابشناسی ومقاله شناسی) تقریب / مجمع التقریب مذاهب اسلامی
- ارزیابی آثار منتشره قرانی ایران در سال های 81- 85 / سفارش موسسه ولاء منتظر برای شورای عالی انقلاب فرهنگی ایران
- گرداوري و تنظيم فصلنامه آموزشي معرفت علوي (2 شماره - ويژه پاييز, زمستان و بهار ) / سفارش معاونت فرهنگي كميته امداد امام خميني (ره)
- اخلاق اینترنتی ( هویت مجازی) – برای مرکز پژوهش های صدا و سیما
- اخلاق پژوهش (به صورت گروهی ) – انجمن کتابداری و اطلاع رسانی استان قم
- آماده سازی و نشر گاهنامه خبری" پژوهه نامه " دانشنامه پیامبر اعظم (ص)
ملاصدرا می گوید:
خداوند بینهایت است و لامکان و بی زمان اما به قدر فهم تو کوچک میشود/و به قدر نیاز تو فرود میآید و به قدر آرزوی تو گسترده میشود،/و به قدر ایمان تو کارگشا میشود،/و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود،/و به قدر دل امیدواران گرم میشود.../پــدر میشود یتیمان را و مادر/برادر میشود محتاجان برادری را/همسر میشود بی همسر ماندگان را/طفل میشود عقیمان را./امید میشود ناامیدان را/راه میشود گمگشتگان را. نور میشود در تاریکی ماندگان را/شمشیر میشود رزمندگان را/عصا میشود پیران را/عشق میشود محتاجانِ به عشق را.../خداوند همه چیز میشود همه کس را. به شرط اعتقاد؛ به شرط پاکی دل؛ به شرط طهارت روح؛/به شرط پرهیز از معامله با ابلیس./بشویید قلبهایتان را از هر احساس ناروا!/و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف،/و زبانهایتان را از هر گفتار ِناپاک،/و دستهایتان را از هر آلودگی در بازار.../و بپرهیزید از ناجوانمردیها، ناراستیها، نامردمیها!/چنین کنید تا ببینید که خداوند، چگونه بر سفرهی شما، با کاسهیی خوراک و تکهای نان مینشیند /و بر بند تاب، با کودکانتان تاب میخورد، و در دکان شما کفههای ترازویتان را میزان میکند/و "در کوچههای خلوت شب با شما آواز میخواند".../مگر از زندگی چه میخواهید،/که در خدایی خدا یافت نمیشود، که به شیطان پناه میبرید؟/که در عشق یافت نمیشود، که به نفرت پناه میبرید؟/که در سلامت یافت نمیشود که به خلاف پناه میبرید؟/قلبهایتان را از حقارت کینه تهی کنیدو با عظمت عشق پر کنید ...
علامه شيخ محمدجواد بلاغى نجفى، از علماى اماميه و از مفاخر شيعه از تبار خاندان بلاغى، از قديمى ترين خاندان هاى نجف كه داراى ريشه علمى و فرهنگى و ادبى بودند، در سال 1282ق به دنيا آمد. تحصيلاتش را در نجف و كاظمين گذراند و از 1326ق تا چند سال بعد در سامرا و كاظمين اقامت گزيد و سپس به نجف بازگشت و تا هنگام مرگ در شب دوشنبه 22 شعبان 1352ق در همان جا اقامت گزيد. از اساتيد مشهور ايشان مى توان از آقارضا همدانى، آخوند خراسانى، ميرزا محمدتقى شيرازى، صاحب فتواى جهاد عليه انگليس، شيخ محمد طه نجف و سيد محمد هندى نام برد. مرحوم بلاغى حدود چهل و هشت تأليف دارد كه همه حاكى از نبوغ و دانش اوست. از مهم ترين آثار ايشان، تفسير ارزشمند آلاء الرحمان فى تفسير القرآن است. ايشان در مقدمه تفسير خويش به مسائلى از جمله تعريف معجزه و دليل آن، گوناگونى معجزات پيامبران، معجزه بودن قرآن، مقايسه ميان مانندناپذيرى قرآن از نظر علم به غيب و چگونگى وضعيت اناجيل از اين نظر و نيز چگونگى جمع آورىِ قرآن پرداخته است، وى در كتاب ارزشمند الرحلة المدرسية يا المدرسة السيارة اثبات كرده كه دين جاويد ابدى، اسلام است. در اين كتاب، ميان چند نفر گفتوگويى انجام گرفته تا پيرامون تورات، انجيل، زبور و قرآن بى طرفانه تحقيق كنند و يافته هايشان را با يكديگر تطبيق دهند و حقايق را از آنها درآورند. البته نويسنده در خلال اين كتاب درباره توحيد، نبوت و معاد نيز سخن گفته و هر يك را با دلايل عقلى و نقلى از كتاب مقدس و قرآن به اثبات رسانده است. كتاب مهم الهدى الى دين المصطفى، كه در ادامه اين مقاله به گزارش مختصرى درباره آن خواهيم پرداخت، يكى از مهم ترين آثار ايشان و در شمار ارزشمندترين كتاب هاى نوشته شده در مناظرات اسلام و مسيحيت است.
علامه بلاغى از معدود چهره هاى علمى است كه به دليل تسلط بر فنون مختلف ادبى و حكومتى، به توفيقات بى مانندى دست يافت. وى قصيده معروفى در 109 بيت در پاسخ به قصيده انكاريه يكى از مردم بغداد درباره حضرت ولى عصر، عج الله تعالى فرجه، سرود و وجود حضرت را اثبات كرد. وى زبان هاى فارسى، انگليسى و عبرى را به خوبى مى دانست; چنان كه رساله اى درباره وضو و نماز و روزه طبق مذهب شيعه به زبان انگليسى نوشت. وى براى تعليم زبان هاى عبرى و انگليسى سختى هاى زيادى متحمل شد تا جايى كه گفته اند كه زبان عبرى را از يهوديانِ دوره گرد، كه آن روزها در شهرهاى عراق اجناس خويش را مى فروختند، ياد گرفت و حتى گاه مجبور مى شد كه همه اجناس فرد يهودى دوره گرد را يك جا بخرد تا از او درباره يك واژه يا تركيب، سخنى بپرسد يا گاهى شيرينى و شكلات مى خريد و به بچه هاى يهودى مى داد تا از آنان چيزى بشنود و فرا گيرد. وى آگاهى گسترده اى از اديان مختلف داشت. در كنار همين مزايا، بايد از كمالات اخلاقى او نام برد. او همواره از پاكى نيت، سلامت نفس، انتقادپذيرى، فروتنى، زهد، كوششِ مداوم، بلندطبعى و آزادگى و ده ها صفت حسنه ديگر برخوردار بود. براى نمونه، گفته شده كه هرگز نمى خواست نامش بر روى كتاب هايش نوشته شود.[1]
الهدى الى دين المصطفى
اين كتاب در دو جلد ]412ص + 324ص[ در سال هاى 1330ـ1332 در صيداى لبنان به چاپ رسيده است.
اين اثر در اصل، رد بر دو كتاب الهداية و كتابى است كه جرج سيل انگليسى، در قرن 17 ميلادى، نوشت و فردى به نام هاشم عربى آن را ترجمه و يك مقاله و پاورقى هايى نيز بدان اضافه كرد. ترجمه عربى كتاب سيل در 321 صفحه همراه با مقاله مترجم در 95 صفحه، در سال 1891 چاپ شد.[3] معلوم نيست.
نكته ديگر آن است كه كتاب الهداية و كتاب مستشرق انگليسى در رد دو كتاب اظهار الحق نوشته ملا رحمت الله هندى و كتاب سيف حميدى است كه ما از نام كتاب دوم و به تبع آن از اصل كتاب اطلاعى به دست نياورديم; اما كتاب اظهار الحق در دو جلد منتشر شده است. بنابراين، مى توان گفت كه كتاب الهدى الى دين المصطفى از مرحوم بلاغى ردِ ردِ كتاب اظهار الحق است. در عين حال، بلاغى مواردى را كه به نظر خويش مبهم بوده و متكلف از آن سوءبرداشت كرده، بيان و شرح كرده و نيز مطابق مذهب شيعه مطالب و مسايل بااهميت ديگرى را بدان افزوده است.
مرحوم بلاغى در اين كتاب از رموزى چون متكلف و متعرب استفاده كرده كه اين دو كلمه اشاره به نويسنده مسيحى كتاب الهدايه و مترجم كتاب جرج سيل است. سبب انتخاب واژه متكلف آن است كه او به دشوارى و با استدلال هاى سست و خلاف واقع مى خواهد نظريه خود را اثبات نمايد و مقصود از متعرب كسى است كه خود را عرب معرفى كرده، با اين كه عرب نيست.
مرحوم سيد احمد صفايى، استاد دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه تهران، در سال 1335 جلد اول كتاب را ترجمه كرد كه پس از حيات ايشان به چاپ رسيد.[4]
چنان كه گذشت كتاب داراى دو جلد است كه مجموعاً 14 مقدمه دارد. جلد اول دربرگيرنده سيزده مقدمه و جلد دوم مقدارى از مقدمه سيزده و مقدمه چهارده است.[5]وى در مقدمه اول، به بيان اسامى كتب عهدين و رموز قراردادى آنها در اين كتاب و نسخه هاى متعددى كه در اختيار نويسنده بوده، پرداخته است. در مقدمه دوم، به بيان زمانى كه تورات و انجيل به تدريج در آن مدت وحى شده و آغاز و انجام آن طبق مندرجات عهدين، مى پردازد. نويسنده سپس ديدگاه متكلف (صاحب الهدايه) را مطرح كرده است، مبنى بر اين كه روش وحى قرآن بر خلاف روش وحى كتب آسمانى است; به سبب آن كه كتب آسمانى يك مرتبه وحى شده، ولى قرآن به تدريج نازل گشته است.
در مقدمه سوم، وى بيان مى كند كه ترتيب نظم و كتابت عهدين با ترتيب وحى و الهام آنها اختلاف دارد و اين مطلب از خود كتب عهدين قابل اثبات است. وى مواردى را در اين باب ذكر مى كند.
در مقدمه چهارم، به بيان حالات غريبى كه در كتب عهدين براى پيامبران هنگام نزول وحى و جلوه جلال خدا دست مى داد و نيز حالات عجيبى كه براى انبياء در مقام تبليغ امر خدا در عهدين ذكر شده، مى پردازد. به عنوان مثال، درباره حزقيال نقل شده كه وقتى منظره شبيه جلال پروردگار را مشاهده كرد، به صورت به زمين خورد و گفت: «آواز قائلى را شنيدم. چون اين را به من گفت، روح داخل من شده، مرا بر پاهايم بر پا نمود. آنگاه روح مرا برداشت و برد و با تلخى در حرارت روح خود رفتم و دست خداوند بر من سنگين مى بود» (حزقيال 1: 38، 2: 2، 2: 14). درباره دانيال نيز آمده است: «صداى انسانى را از ميان نهر شنيدم كه ندا كرده، مى گفت اى جبرائيل! اين مرد را آگاه ساز و چون آن مرد به توقفگاه من آمد، هراسان شده، به روى خود بر زمين بى حس و بدون حركت افتاده بودم و او مرا لمس نمود و در جايگاهم برپا داشت» (دانيال 8: 16ـ19).
در مقدمه پنجم، در پى آن است كه به مواردى اشاره كند كه يهوديان و نصرانيان پس از ايمان آوردن و عهد و پيمان بستن، از ديانت خود برگشتند، آن را شكستند و به شرك و بت پرستى روى آوردند. از باب نمونه مى توان به قوم موسى، عليه السلام، اشاره كرد كه پس از آن كه بازگشت حضرت موسى(ع) از كوه سينا به تأخير افتاد، با زيورآلات خود گوساله اى ساختند و آن را خدا قرار دادند (سفر خروج 32: 1ـ9) يا اين كه آنان پس از اقامت در شطيم، با دختران مواب زنا كردند و از قربانيان بتان آنان خوردند و براى خدايانشان سجده كردند (سفر اعداد 25: 1ـ4). به هر حال، كار به جايى رسيد كه يهوديانْ بيت المقدس را به بتكده تبديل كرده، آن را پليد و ويران ساختند و درهاى خانه خدا را بستند و ديرزمانى بدون خداى حق و كاهن و معلم و شريعت تورات باقى ماندند و براى شريعت و تورات كتابى در بين ايشان باقى نماند. لذا پادشاه ايشان يعنى پوشيا در عين اين كه مؤمن به خدا و در پى شريعت بود، دوازده سال به كتاب دسترسى نداشت و از محتويات آن چيزى نشنيد و اين در حالى بود كه مطابق شريعت موسى، قرائت روزانه تورات بر پادشاهان بنى اسرائيل واجب بود.
درباره نصرانيان زمان عيسى نقل شده كه آنان در عين اين كه در عيد فصح در اورشليم به معجزاتى كه از ايشان صادر شد، ايمان آوردند، حضرت از آنان بر جان خويش هراس داشت و به آنان اطمينان نداشت چون آنان را مى شناخت و از باطن آنان آگاه بود (يوحنا 2: 23ـ 25). پس از مصلوب شدن مسيح نيز نقل شده كه يازده شاگرد اين سخنان زنان را كه مسيح روز سوم از ميان مردگان برخاست، تكذيب كردند و آنان را پريشانگو دانستند; در حالى كه مسيح بر حواريون ظاهر شده، آنان را به جهت سنگدلى و بى ايمانى و اين كه قيام او را تصديق نكردند، سرزنش فرمود (لوقا 24: 11 و مرقس 16: 14).
از آن جا كه تكيه گاه عمده مسيحيان در مقام بحث و مناظره با مسلمانان محتويات عهدين است، نويسنده در مقدمه ششم، صلاحيت كتب عهدين را براى استناد به آن عليه مسلمانان انكار مى كند; با اين بيان كه اولا مرتبط ساختن هر يك از اين كتب به پيامبرانى كه مركز وحى و الهام بودند، به طريق تواتر كه مفيد قطع و يقين باشد، غير ممكن است; لذا سند كتاب ها به وحى متصل نيست. ثانياً تنها از طريق خبر دادن خاتم انبياء و قرآن مى توان به رسالت پيامبران گذشته و كتاب هاى الهامى و آسمانى آنان يقين پيدا كرد; زيرا اگر در رسالت پيامبر و اصالت قرآن شك كنيم ـ چنان كه مسيحيان درصدد آنند ـ براى ما راهى به شناسايى هيچ پيامبر مرسل و كتاب وحيانى باقى نمى ماند. ثالثاً پاره اى از اين كتب با صراحت به تحريف پاره اى ديگر گواهى مى دهند (به عنوان نمونه نگاه كنيد به: ارميا 23: 36 و 8: 8 و 9).[6]
برخى از كتب عهدين نيز به طور ضمنى بر تحريف گواهى مى دهند (سفر تثنيه 18:20ـ22). رابعاً مى توان از مضامين عهدين موانعى را براى نبوت مسيح و رسالت و روحانيتش به دست داد; حتى از مضامين آنها، شركِ موسى، هارون، سليمان، مسيح و كفر ارميا و سزاوار بودن قتل آنان نيز به دست مى آيد. خامساً اگر به دقت در ترجمه ها و چاپ هاى كتب عهدين نگاه شود، تغيير و تبديل و تحريف آشكار و روشنى از جانب كشيشان و رهبران دين مسيح مشاهده مى گردد كه وى مواردى را ذكر كرده است.
در مقدمه هفتم، نويسنده ابتدا روش بحث و مناظره خويش با مسيحيان را بيان مى كند و پس از آن به نقد روش مسيحيان مى پردازد.
وى مقدمه هشتم، به نبوت، رسالت و عصمت پيامبر مى پردازد. اين مقدمه داراى دو باب و هر بابى دربردارنده چند فصل است. باب اول درباره رسالت و نبوت پيامبر در چهار فصل است: بيان رسالت پيامبر; هدف و نتيجه مطلوب از فرستادن پيامبر; عصمت پيامبر; اعتراضات بر عصمت پيامبران و پاسخ آنها و اثبات حق و رفع شبهات. باب دوم درباره گناهانى كه در كتاب هاى مقدس به پيامبران نسبت داده شده است. اين باب، شانزده فصل دارد كه عبارت است از;
فصل اول: در بيان حال حضرت آدم، و آنچه در شأن وى گفته شده است
درباره نبوت ايشان از قرآن به سوره آل عمران آيه 31 استناد شده و درباره نافرمانى وى به سوره بقره آيه 25 و 36 و سوره طه آيه 121 و 117ـ 119 و سوره اعراف آيه 23 و 189ـ190 اشاره شده است. نويسنده به گونه اى مفصل بدان پاسخ گفته، خبط و اشتباه متكلف را كه بى مورد بر قرآن و مبلغ آن يعنى پيامبر اسلام، صلى الله عليه و آله، حمله كرده، آشكار مى سازد.
فصل دوم: در بيان آنچه درباره حضرت نوح گفته شده است
قرآن كريم مكرر رسالت و نبوت نوح را بيان كرده است كه به عنوان نمونه مى توان به سوره هود آيه 25 اشاره كرد. در كتاب مقدس نيز در سفر پيدايش باب ششم بندهاى 9 و 13 و نيز در باب هفتم بند اول آن و باب هشتم بند 15 و 120 و رساله عبرانيان، باب 11، بند 7 و غير اين موارد به نبوت ايشان اشاره شده است. نويسنده سپس آيات 24 و 47 نوح و 282 بقره و 49 و 47 هود را كه مورد اعتراض متكلف قرار گرفته و نبوت حضرت را زير سؤال برده، بيان نموده و بدان پاسخ گفته است.
فصل سوم: در بيان مقام حضرت ابراهيم و مطالبى است كه درباره وى بيان شده است
در قرآن آيات 26 سوره حديد، 41 سوره مريم، 124 بقره، 161 انعام، 36 و 37 نجم و 18 و 19 اعلى بر رسالت حضرت دلالت دارد. در سفر پيدايش، باب 20 بند 7 خدا او را پيامبر خود دانسته و در كتاب اشعيا، باب 41 بند 8 و رساله يعقوب، باب 2 بند 23 و كتاب دوم تواريخ، باب 20 بند 7 از وى به خليل الله تعبير شده است.
اما متكلف به استناد آيات 75ـ 78 سوره انعام قائل شده كه قرآن فرموده است كه ابراهيم در ورطه پرستش اصنام افتاد و سوره بقره آيه 260 دلالت مى كند كه ابراهيم در قدرت خدا شك و ترديد داشته است و نيز از سوره انبياء آيات 62ـ63 استفاده مى شود كه ابراهيم، نعوذ بالله، دروغ گفت و همچنين از سوره صافات آيات 88 ـ 89 همراه با تشبث به روايتى به دست مى آيد كه ابراهيم با نظر كردن در علم نجوم، عمل حرامى مرتكب شد و به گفتار خويش كه «من بيمارم» دروغ گفت. نويسنده به تمام موارد به گونه مفصل پاسخ گفته است.
فصل چهارم: در بيان نبوت حضرت اسحاق و آنچه درباره وى گفته شده، است
در قرآن آيات 50 سوره مريم و 163 نساء بر نبوت حضرت دلالت دارند. در كتب مقدس نسبت هايى چون دروغگويى (سفر پيدايش، باب 26 بند 7)، شراب خوارى (سفر پيدايش، باب 27 بند 5) به حضرت اسحاق داده شده كه گويا متكلف درصدد پاسخ برآمده و در پى آن است كه به نحوى نقص به ساحت اسحاق را برطرف سازد.
فصل پنجم: در بيان نبوت حضرت يعقوب و آنچه در شأن وى گفته شده است
همان آياتى كه درباره نبوت پدرش در فصل پيش گذشت، به نبوت ايشان نيز تصريح دارد. در سفر پيدايش باب 35 بند 1 آمده: «خداوند به يعقوب گفت» و در بند 9 آمده: «خداوند براى يعقوب آشكار شد» و در بند 10: «خداوند او را اسرائيل ناميد» اما در پيدايش باب 27 حكايتى را در باب خيانت يعقوب به برادر بزرگ ترش عيسو ذكر مى كند كه نه شايسته اسحاق پيامبر است و نه درخور يعقوب نبى.
فصل ششم: در بيان نبوت حضرت يوسف و آنچه درباره وى آمده است
در قرآن، سوره انعام آيات 84 ـ 86 بر نبوت ايشان دلالت دارد. متكلف با استناد به آيه 23 سوره يوسف، كه حال وى را با زليخا، همسر عزيز مصر، بيان فرموده، گفته است كه قرآن به يوسف نسبت داده كه وى آهنگ آميزش با زليخا كرد و زليخا هم آهنگ آميزش با وى نمود; در حالى كه يوسف منزه از آن است. نويسنده در پاسخ مى گويد: اولا از كجا معلوم كه مقصود، آهنگ «آميزش» با زليخا بوده بلكه شايد منظور آهنگ دفاع از پاكدامنى خود با زدن زليخا و امثال آن باشد. ثانياً جمله «آهنگ وى كرد» به صورت مشروط است; يعنى با غفلت از برهان روشن پروردگار و نبودن عصمت، يوسف چنين آهنگى مى كرد. خصوصاً در تتمه آيه و جمله اى كه خداوند قبل از آيه مذكور از يوسف حكايت كرده است، او را كاملا تبرئه مى كند و از سوى ديگر آيه 33 و 51 به صراحت بيان مى دارد كه دامن يوسف در اين داستان پاك است.
فصل هفتم: در بيان نبوت حضرت موسى و آنچه درباره ايشان گفته شده است
ادامه مطلب...
براي ايجاد وحدت اسلامي راهكارهاي متعددي وجود دارد كه به بعضي اشاره مي شود:
1) گفتگو (ديالوگ)
اولين و مهم ترين راهكار جهت همگرايي مسلمانان، گفتمان علمي است، بدين معنا كه نظريه پردازان و عالمان ديني فرقه هاي اسلامي در كنار هم قرار گرفته، گفتگوهاي علمي انجام دهند. در اين گفتگوها بر مسايل مشترك تأكيد شده و عالمان اسلامي از مباني يكديگر آشنا شوند؛ زيرا خيلي از مسايل اختلافي بين مسلمانان ناشي از آن است كه فرقه هاي اسلامي از بعضي اصول و مباني يكديگر آشنايي كامل ندارند . عدم آشنايي كامل آنها از اصول يكديگر موجب شده كه مسلمانان كه برداشت هاي نادرستي از هم داشته و نسبت به يكديگر بدبين گردند، حتي حكم تكفير يكديگر را صادر نموده و زمينه هاي برخوردهاي فيزيكي فراهم گردد. بيشتر تعصبات مذهبي و قومي نيز ريشه در عدم آگاهي از مباني گروه هاي اسلامي دارد.
عدم آشنايي مذاهب از عقايد يكديگر موجب مي شود دشمنان اسلام و آنها كه از تفرقه ها ميان فرقه هاي اسلامي سود مي برند . به واسطه جهل و ناآگاهي مردم، موارد اختلاف برانگيز را پررنگ تر كرده و مواردي را كه موجب اتحاد بين مسلمانان مي شود، ناديده گيرند.
علامه شرف الدين يكي از انديشمندان شيعي است كه به گفتمان علمي پرداخته و بين او و شيخ سليم بشري (از علماي اهل سنت) سؤال و جواب هايي مطرح شده است كه نتيجه آن كتاب "المراجعات" است كه نقش بنيادي در زمينه و فرهنگ سازي براي وحدت اسلامي دارد.
2 - توجه به نقاط مشترك و دشمن مشترك:
يكي از عوامل مهمي كه در جهان معاصر مي تواند موجب وحدت بين دو گروه بزرگ اسلام شود، توجه به نقاط مشترك بين اين دو مذهب است. مطمئناً مسائل مورد اتفاق ميان اين دو مذهب بسيار فراتر از موارد اختلاف مي باشداما غالباً مسائل مورد اختلاف مورد توجه قرار گرفته و مسائل و اعتقادات مشترك ناديده نگاشته مي شود، كه يكي از عوامل ايجاد اختلاف و دوري هر چه بيشتر مسلمانان از يكديگر است.
هم چنين توجه به دشمن مشتركي كه اصل اسلام و كشورهاي اسلامي و مردم جهان اسلام را مورد مذمت قرار داده است، يكي از عوامل مهم اتفاق نظر و وحدت ميان كشورهاي اسلامي مي تواند مي باشد. اگر به صدر اسلام نيز نگاه كنيم، علت اساسي سكوت اميرمؤمنان و ائمه معصومين (ع) و همراهي با مخالفان فكري و عقيدتي در جهان اسلام، توجه به دشمن مشترك و مورد تهديد قرار گرفتن مرزهاي اسلامي به وسيله دشمنان اسلام بوده است.
3 - تدوين آثارو نشست هاي علمي
ادامه مطلب...
بررسی آماری نه دوره انتخابات ریاست جمهوری می تواند تحلیلی راهگشا و کارآمد در نظر به نوع و برخورد مردم در مشارکت در انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب بالاترین مقام اجرایی کشور باشد.تحلیلی که امروز نیز مطمئنا باتوجه به گرایش های مختلف در کاندیداها مفید فایده خواهد بود.
مشارکت در حدود 68 درصدی مردم در دور اول ریاست جمهوری باتوجه به این که تمامی نامزدها به نوعی در چهارچوب حکومت جدید بودند و هرکدام به نوعی دعوی به دست آوردن کرسی ریاست بالاترین نهاد اجرایی کشور را داشتند، اولین نکته ای است که در انتخاب دوره اول به چشم می خورد .علاوه بر فضای مسموم ایجاد شده توسط گروه های ضدانقلاب که در ان دوران هنوز اجازه فعالیت در صحنه سیاسی را داشتند، رد شدن جلال الدین فارسی کاندیدای مورد تأیید حزب جمهوری اسلامی و بسیاری از تشکل های ارزشی به بهانه تشکیک در ایرانی الاصل بودن نامبرده ازجمله عوامل تنش زا در بستر اجتماعی مشارکت مردمی در بهمن ماه 1358 بود. در دوره دوم اما علی رغم این که انقلاب نوپای ایران به دنبال اتخاذ مشی مسلحانه و ترورهای کور توسط منافقین و دیگر گروه های ضدانقلاب، وارد یکی از بحرانی ترین مقاطع تاریخی خود شده بود اما با حضور 65 درصدی مردم و رأی در حدود سیزده میلیونی رجایی به دنبال ترور 72 نفر از بهترین یاران انقلاب در هفتم تیر ماه به نوعی واگویه این احساس ملت بود که شهید رجایی به همراه یار دیرینه اش دکتر باهنر همان نمادهایی هستند که می توانند استقامت و ایستادگی هرچه باشکوه تر ایران و ایرانی را به تماشا بگذارند و رأی به ایشان به معنای نمایش همبستگی و مقاومت ملت انقلابی ایران است. اگرچه کینه توزی منافقین اجازه نداد که طعم این همدلی بیشتر از یک ماه در جان و ذائقه ملت ایران بماند، ولی حضور آیت الله خامنه ای در دور سوم که تنها یک ماه بعداز انتخابات دور دوم بود و مشارکت 75 درصدی مردم و رأی 16.800.000 هزار نفری آیت الله خامنه ای که چیزی در حدود 95 درصد کل آرای مأخوذه بودنشان داد که مردم به هر کنش مذبوحانه ای از آنچه و آن که دشمن می پنداشتند، واکنشی سترگ و حماسه وار نشان داده و مِی دهند اما دور چهارم، پنجم و ششم انتخابات ریاست جمهوری هرکدام بنا بر دلایل متعدد سیاسی، اجتماعی و اقتصادی با مشارکت نسبی مردم روبه رو شد که البته در تبیین آن ذکر چند نکته حائز اهمیت است،
اول این که دور چهارم انتخابات مصادف با دومین دور ریاست جمهوری حضرت آیت الله خامنه ای بود و برای مردم مسلم بود که ایشان کماکان منتخب ملتی خواهد بود که در شرایط جنگ و تحریم های اقتصادی است و تنش هایی که پیرامون ادامه جنگ و پذیرش قطعنامه در جامعه جریان دارد ایجاب می کند که سکاندار امور کشور تغییر نیابد،به همین دلیل آن گونه که در دوره های بعد در زمان دور دوم انتخاب هاشمی و خاتمی ملاحظه می شود به طور کل انتخابات از مشارکتی پایین تر در مقایسه دور اول هر رئیس جمهور برخوردار شده است.اما دور پنجم که همراه با پایان جنگ و ضرورت سازندگی کشور و پس از ارتحال امام خمینی(ره) و در اوان رهبری حضرت آیت الله خامنه ای برگزار می شود نیز برای مردم مسلم بود که تنها هاشمی رفسنجانی فردی است که از عهده این مهم برمی آید لذا رقیبی برای وی متصور نبود. دردور ششم نیز به دلیل شرایط پیش گفته در انتخابات دومین دور هر رییس جمهوری افزایشی در میزان مشارکت دیده نمی شود ،گرچه رأی آقای هاشمی به علت نخستین رقابت جدی در طول ادوار انتخابات ریاست جمهوری به نسبت افت می کند و رقیب ایشان اقای توکلی در مقایسه بارقبای سایر ادوار رأی قابل توجهی می آورد.اما دور هفتم که بی نظیر ترین مشارکت مردم در طول تاریخ انتخابات تا به حال بوده است با مشارکت بیست میلیونی و درصدی بالغ بر 80 درصد واجدین شرایط نقطه باشکوهی در تاریخ انتخابات بود. در این دوره شعارها و محورهای فکری جدیدی که آقای خاتمی مطرح کرد و وعده هایی که درمورد تغییر فضای سیاسی و فرهنگی موجود داد، مردم را به سوی این شعارهای جدید جذب نمود. این درحالی بود که رقیب ایشان وعده حفظ وضع موجود دوره هاشمی با انجام برخی تغییرات را می داد. ادامه این شوق به تازگی در مردم باعث شد که حتی در تعاملی جدی انتخابات مجلس ششم نیز در ید همفکران سیاسی و حزبی خاص که داعیه طرفداران ایشان را داشت، درآید.با این وجود تحلیل مشارکت بالای مردم در انتخاب هفتم ریاست جمهوری نیز همان گونه که تا به حال نقد و نظرهای بسیاری را برانگیخته قابل توجه است.این که برخلاف تبلیغ های ناروایی که معاندین نظام و رسانه های غربی دردوره پیش از انتخاب هفتم داشتند، رأی گیری یک انتصاب نانوشته از بالا نبود و تفکری که در جامعه وجود داشت باعث شد تا مشارکت بالای مردمی در این انتخابات صورت بگیرد و اصولا مشارکت بالای مردم در همین تز صورت گرفت و مردم خواستند که قدرت انتخاب خود را به رخ بکشند اما در دوره هشتم نیز که شاهد این مشارکت تا 66 درصد بوده ایم انتخابات حضور 10 نامزد ریاست جمهوری را تجربه کرد و شاید یکی از عللی که حضور مردم را در انتخاب هشتم به نسبت انتخاب هفتم شان کمرنگ تر کرده همان تکثر نامزدها و جدی نگرفتن رقابت آنها با آقای خاتمی در ذهن مردم باشد.
بررسی آماری
انتخابات در نظام جمهوری اسلامی یکی از مؤلفه های اصلی مشارکت همگانی توأم با احساس مسئولیت مردم در اداره کشور خود می باشد. افتخار نظام جمهوری اسلامی در طول 26 سال گذشته، تلفیقی از دینداری و مردم سالاری در مدل جمهوری اسلامی است.مردم ایران به طور متوسط در بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، به طور متوسط هر سال یک بار در انتخابات شرکت کردند.
در همین راستا در آستانه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری سعی کردیم در این مطلب به تحلیل آماری هشت دوره انتخابات ریاست جمهوری بپردازیم تا میزان حضور مردم در هر دوره از انتخابات معین شود.
دوره اول:
انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ 5/11/58 در سراسر کشور برگزار گردید. در این انتخابات 124 نفر داوطلب شدند که صلاحیت هیچ یک رد نشد و تمامی این افراد وارد میدان رقابت شدند. جمعیت واجد شرایط جهت شرکت در این انتخابات 20857391 نفر بود که از این تعداد مجموع آراء شرکت کنندگان 14152902 نفر یعنی 67.86% از مردم مشارکت نمودند. براساس ماده 5 لایحه قانونی انتخابات اولین رئیس جمهوری ایران مصوب 28/9/58 شورای انقلاب «وزارت کشور فهرست داوطلبان ریاست جمهوری که حائز شرایط تشخیص داده شد را جهت تأیید صلاحیت به حضور رهبر انقلاب تقدیم می نماید.» با این وصف تأیید صلاحیت نامزدهای انتخابات اولیه ریاست جمهوری به عهده حضرت امام خمینی (ره) بود و ایشان تمام 124 نفر را تأیید و در نهایت 107 نفر در روز رأی گیری به رقابت پرداختند.
چهره های شاخصی که در این رقابت شرکت نمودند عبارتند از: ابوالحسن بنی صدر (وزیر دارایی وقت) با 10753752 رأی (75.7%) و دکتر حسن حبیبی (وزیر علوم و آموزش عالی وقت) با 852/676 رأی (4.78%)، دکتر کاظم سامی سرپرست جمعیت شیرخورشید سرخ ایران با 161/90 رأی (0.64%) از چهره های شاخص دیگر صادق خلخالی، مسعود رجوی، سید احمد محسن(استاندار خوزستان) نیز بودند.
اولین رئیس جمهور کشور بنِی صدر انتخاب گردید که پس از عزل وی توسط مجلس و حضرت امام (ره)، در یک سال و شش ماه بعد، دومین انتخابات ریاست جمهوری برگزار گردید.
دوره دوم:
انتخابات دومین دوره ریاست جمهوری در تاریخ 2/5/60 پس از گذشت یک سال از آغاز جنگ تحمیلی برگزار گردید. براساس قانون مورخ 13/4/60 مصوب مجلس شورای ملی (اسلامی) تأیید صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری به عهده شورای نگهبان گذاشته شد. در این دوره 71 نفر داوطلب شدند که فقط صلاحیت 4 نفر از سوی شورای نگهبان تأیید گردید. در این انتخابات 22439930 نفر واجد شرایط شرکت در این انتخابات بوده اند که از این تعداد 14573803 نفر یعنی 64.24% مردم شرکت کردند.
چهار چهره شاخصی که در این رقابت شرکت نمودند عبارت بودند از: سیداکبر پرورش(نماینده مجلس) با 339646 رأی (2.67%)، عباس شیبانی (پزشک) با 658498 رأی (4.53%)، حبیب الله عسگراولادی مسلمان(نماینده مجلس) با 249457 رأی (1.72%) که منتخب این دوره محمدعلی رجایی از میان 14573803 نفر شرکت کننده (64.24%)، تعداد 12770050 رأی (90%) را به دست آورد که حکم تنفیذ وی توسط رهبر فقید انقلاب صادر شد. داستان تواضع و خشوع او در مقابل ولایت امر مسلمین و بوسه بر دستان مبارک حضرت امام خمینی(ره) در هنگام دریافت حکم ریاست جمهوری داستانی ماندگار در تاریخ انقلاب و نظام است.
دوره سوم:
ادامه مطلب...
نشریه ارزشمند ره اورد نور را ورق می زدم مقاله ای دیدم در ازتباط با چگونگى برخورد پايگاههاى اهل سنّت با عقايد شيعه احساس کردم مناسب باشد در این زمینه باید بیشتر تامل داشته باشیم امیدوارم کاربران محترم از ارایه نظرات ارزشمند خود دریغ نورزند.
با پيشرفت رسانههاى ارتباط جمعى، بهتدريج، گمنامى و فاصله فرهنگها و اديان از همديگر رخت بر بست و جهانى تازه پديد آمد. دستيابى به اطلاعات مربوط به فرهنگ و عقايد و آراء در همه زمينهها سهولت يافت و سرعت در انتقال باورها فزونى گرفت. در چنين موقعيتى، انتظار مىرود كه تفاوتها و داورىها آسان و روان گشته و به حقّ و حقيقت نزديكتر آيد و طرفداران هر دين يا فرقهاى با تكيه بر منطق و انصاف به نقد آراء و انديشههاى ديگران بپردازند و با توجه به انبوه مطالب موجود در اينترنت تنها عقايدى را به يك گروه فكرى منتسب كنند كه اولاً: اسناد آن را در منابع معتبر آنها يافته باشند و ثانياً: مراد آنها را بر اساس اظهارات مراجع رسمى درك كرده باشند؛ اما متأسفانه در گذری که به پایگاههای برادران اهل سنت داشتیم بسیاری از مطالب مطرح شده را خلاف انصاف و داوری علمی دیدیم که از جمله می¬توان به نکات ذیل اشاره کرد:
1. روايت يا رواياتى از متون روايى را به عنوان عقيده شيعه معرفى كردهاند.
2. احاديثى را از متون روايى شيعه تقطيع و به نفع خود معنا نمودهاند.
3. عقايد حقهاى از عقايد شيعه را به تفسيرى نادرست و غلط ترسيم كردهاند.
4. عقيده فرد يا افرادى محدود را به مكتب اهلبيت(ع) سرايت دادهاند.
5. عقايدى دروغين و غير واقعى را به شيعه نسبت دادهاند.
6. استدلالهاى خود را با مغالطه و عدم فهم صحيح از متون دينى همراه ساختهاند.
7. داستانها و گفتههاى جعلى و ساختگى را كه گوياى افكار تشيع نيست، نقل كردهاند.
8. عقايدى برخلاف كتب معتبر تفسيرى و حديثى اهل سنّت مطرح نمودهاند.
9. اختلافات علمى علماء شيعه را به عنوان ضعف تشيع بيان داشتهاند.
10. با بعضى از عقايد حقه شيعه كه بر اساس مبانى خود محكم و مستدل است، بدون نقد علمى به استهزاء و هتاكى رفتار كردهاند.
در اين نوشتار به بررسى ايندست از پايگاههاى اهل سنّت و محتواى آنها مىپردازيم. اما قبل از آن بايد توجه داشت كه پايگاههاى اينترنتى برادران اهل سنت بسيار فراوان هستند و در اين فرصت تنها به معرفى پايگاههايى از اهل سنت مبادرت مىورزيم كه به نقد افكار و عقايد و معارف شيعى پرداختهاند و نيك مىدانيم كه پايگاههاى معتبر و وزين اهل سنّت نيز بسيارند كه خود را به مطالب غير منطقى و نادرست آلوده نكردهاند.
www.shiaa.org
اين پايگاه به زبان عربى طراحى شده و در صفحه اصلى و اوّل آن اين جمله نقش بسته است: «الحقايق الخفية فى مذهب الرافضة الاثنى عشرية» تمام عناوين و مقالات موجود در اين پايگاه مطالبى هستند كه در ردّ مكتب اهلبيت(ع) به نگارش آمدهاند. در اين پايگاه كه بهشدت تعصبآلود بوده و مجالى براى خوشبينى و حمل بر صحت باقى نمىگذارد، تهمتهايى بسيارى مانند: شرك، طعن در قرآن و صحابه، و غلو در باره ائمه اهلبيت(ع) را نثار شيعه مىكند و مبدأ و منشأ تشيع را عبدالله بن سبا معرفى كرده و مىگويد: عقيده شيعه آن است كه امام عصر(عج) در سرداب رفته است و هنوز بيرون نيامده است و اين است معناى غيبت كبرى!!!.
همچنين تصاويرى از سجده عوام در نزد قبر امامان و اجتماع مردم در بقيع و دعا كردن را به عنوان تصاويرى از شرك ورزيدن شيعيان به نمايش درآورده است.
از جمله عقايد شيعه كه در اين سايت معرفى و نقد شدهاند، مىتوان به موارد جالب ذيل اشاره كرد:
فاطمة اله ظهرت بصورة امرءة، الله يتجلى بمظاهر النبى و الأئمة، طاعة على(ع) أهم من طاعة الله، الله مسح اهلالبيت بيمينه فافضى نوره فيهم، وحدة الوجود، المحب و المحبوب شىء واحد.
افزون بر اين، در اين پايگاه مقالاتى نيز در ردّ شيعه و عقايد آنها آمده است كه از آن جمله مىتوان به مقالاتى چون: »مَن هُم الرافضة»، »طقوس (مراسم) عاشوراء»، «جرائمهم» و »عجائب و غرائب» اشاره كرد.
در مقاله «طقوس عاشوراء» در مورد فلسفه عزداراى شيعيان آمده است كه شيعيان چون احساس خيانت به سيد الشهداء مىكنند، بر سر و سينه خود مىكوبند و هرچه اين احساس خيانت در آنان بيشتر شود، بيشتر بر سر و صورت خويش لطمه وارد مىكنند.
در اين پايگاه مقالهاى تحت عنوان «رسالة الى كل شيعى» (پيامى به همه شيعيان) به قلم شيخ ابوبكر جزايرى آمده است كه خنده و گريه را توأمان بر مىانگيزاند.
www.dhr12.com
اين پايگاه عربى است و در صفحه اوّل خود تصاويرى از مراسم قمهزنى را نشان داده و با مقالهاى را عنوان: »دليل حقايق الرافضة» در صفحه نخست ارائه نموده است.
قسمت سمعى بصرى اين پايگاه به طور گستردهاى فعّال است: اين پايگاه تقريباً بيشتر مطالب خود را بر مخالفت با مكتب اهلبيت(ع) متمركز كرده است.
تحريف قرآن، وابستگى به يهود، مخالفت با سنّت پيامبر اكرم(ص) از توصيفات ساده و بىدغدغه تشيع مىباشد. محمد بن عبدالله الخضيرى عضو هيئت تدريس دانشگاه امام محمد بن سعود، فتوايى در تحريم امامت جماعت تشيع صادر كرده است و نماز در پشت سرِ يهود و نصارا و شيعيان را يكسان قلمداد كرده است. متأسفانه فضاى حاكم بر اين پايگاه فضايى دور از عقلانيت و استدلال است. لحن سخنرانان به قدرى خشن و هراسآلود است كه گويى احساس وحشت و خطر مىكنند. بعضى از مقالات اين پايگاه عبارتاند از: حتى العصفور المسكين لم يسلم من الرافضة، عقيدة الرافضة، تحريف القرآن، شذوذ الرافضة و عقيدة اهل السنة.
www.beit.jeeran.com
اين پايگاه نيز عربى است و با تصوير جمله «فضل اهل البيت و علو مكانتهم» در صفحه اوّل سرفصل مطالب مورد نظر خود را جمعآورى كرده است. در اين پايگاه متن كتاب «حقوق آلالبيت بين السنة و البدعة» نوشته ابن تيميه رقم خورده است.
اين پايگاه تلاش مىكند با حفظ صورى نام اهلبيت پيامبر اكرم(ع) عقايد و آراء و فرهنگ و فقه مكتب اهلالبيت(ع) را نادرست جلوه دهد و با آوردن احاديثى از بزرگان بنى هاشم (اعم از علوى و عباسى و ائمه اهلبيت) كه متضاد با افكار و عقايد مكتب اهلبيت(ع) مىباشد، مىخواهد همان عقايد سلفيون و وهابيت را تثبيت و مستدل گرداند.
همچنين در مقالهاى مبسوط تمام اخبار و احاديثى را كه در فضايل حضرت امير (س) از آثار اهل سنّت رسيده است، تضعيف كرده و از جعليات مىشمارد؛ همان رفتارى كه ديگر پايگاههاى افراطى نيز انجام دادهاند.
بعضى از مقالات اين پايگاه عبارتاند از:
الامام الحسينى فى قلوبنا، بحث حول ولادة على فى جوف الكعبة، عقيده محمد بن عبدالوهاب فى اهلالبيت و بيع فقه علماء آلالبيت، احاديث لم تصح فى فضل على (رض)، الخليفة على(رض) قد سمى بعض اولاده بأبى بكر و عمر و عثمان.
در مقاله «ولادت على(ع) در درون كعبه»، با اينكه حاكم نيشابورى نقل مىكند حديث ولادت على(ع) در كعبه متواتر است، اما نويسنده سخت عصبانى شده و با شدت تمام حاكم نيشابورى را به تساهل در نقل و ضعيف بودن در تصحيح اخبار متهم كرده و اين جريان (ولادت در كعبه) را به حكيم بن حزام نسبت مىدهد(1).
اين پايگاه بخشهاى جنابى ديگرى از قبيل: تبليغات، خبر، پزشكى و معرفى مجلاّت را نيز در بردارد.
www.al_islam.com
پايگاه مذكور به زبانهايى چون: عربى، انگليسى، تركى، فرانسوى، ماليايى و اندونزيايى منتشر مىشود و داراى بخشهاى متعدد از جمله گزينهها و مقالات متنوّع و بخش جستجو و مطالب روز مىباشد. بعضى از مقالات اين پايگاه عبارتاند از: السيرة النبوية، اركان الاسلام، القرآن، الحديث، الفقه و بن تيميه.
«تعرّف على الاسلام» و «ركن الأطفال» از بخشهاى ديگر آن است كه در بخش «تعرّف على الاسلام» بيشتر مباحث اعتقادى طرح و بحث شده است. در بحث «نواقض الاسلام» كه نوشتارى از عبدالعزيز بن باز است، عقايد شيعيان مورد حمله قرار گرفته است.
www.ansar.org
پايگاه داراى بخشهاى: عربى، انگليسى و فارسى مىباشد، كه بخش فارسى آن به پايگاه:
www.ahlesonnat.com
پيوند داده مىشود. در صفحه اوّل پايگاه به عنوان معرفى پايگاه، مىخوانيم: »سايت اهلبيت به هيچ گروه، دسته، حزب، انجمن، سازمان، شبكه يا تشكيلاتى تعلق ندارد و هدف آن فقط اطلاعرسانى به مسلمانان فارسى زبان است تا از دين خود بر اساس منهج و روش قرآنى آنچنان كه بايد و شايد مطلع شوند. هرگز سعى يا قصد ما اهانت يا توهين به هيچ مذهب يا ديانتى نيست».
ولى شگفت آن است كه در همين پايگاه سختترين و بىرحمانهترين تهمتها را نثار نظام مقدّس جمهورى اسلامى كرده و فضايى غير واقعى از وضعيت برادران اهل سنّت در ايران به تصوير كشانده و با ارائه نامههاى جعلى از جوانان شيعى و گرايش آنان به اهل سنت و القاء امورى چون: تحميلى بودن تشيّع بر كشور ايران؛ تحت فشار و توطئه قرار گرفتن اهل سنّت، عقب افتادگى فرهنگى با ورود تشيّع و كاهش انديشمندان بزرگ در كشور سعى در تضعيف مكتب تشيع و اهلبيت نموده است. بعضى از مقالات اين پايگاه عبارتاند از: علامتهاى قيامت، معناى لا اله الاّ الله و نماز جماعت. همچنين در اين پايگاه مجموعهاى از كتابهاى فارسى نيز آمده است كه كتابهايى مانند: »دلايل توحيد» و »دروازه بهشت» از اين قبيلاند.
www.aqeedeh.com
اين پايگاه به زبان فارسى است و بيشتر به مسائل كلامى پرداخته و با ارائه برنامههايى براى خردسالان و بزرگسالان و بيان احكام شرعى و بعضى از مسائل اخلاقى به فعاليت دينى پرداخته است.
از جمله مقالات آن: نواقض الاسلام، قبر، عذاب و حواشى آن، دلايل توحيد، مختصرى از مناسك حج و خداشناسى براى خردسالان است. چنان كه پيشتر بيان شد، نوشتار «نواقض الاسلام» به قلم عبدالعزيز بن باز در ردّ عقايد شيعه مىباشد.
www.alserdaab.com
پايگاه مزبور به زبان عربى است و فضاى حاكم بر آن، خشن و متعصب بوده، با بهرهبردارى از تصاوير، فيلمها و سخنرانىهاى گوناگون به شدت مطالب تبليغى زيادى را برضدّ مكتب اهلبيت(ع) بيان كرده است. اين پايگاه با استفاده از احساسات مذهبى و عواطف اهل سنّت، چهرهاى دهشتناك از تشيع به تصوير كشانده و از استدلال و تعقل و مباحث علمى بهرهاى ندارد و رفتار عوام شيعه را به عنوان آموزههاى اصيل مكتب تشيع معرفى كرده است. آنان مىگويند كه به عقيده شيعه امام زمان وارد سرداب در شهر سُرَّمَنْ رأى (سامِراء) شده و هنوز بيرون نيامده است. نامى كه براى پايگاه انتخاب شده است، (سرداب) تعريض به اين عقيده موهوم است.
پايگاههاى اهل سنّت يا پايگاههاى ضد شيعى كه در مقابل تشيع و معارف غنى و انسانساز اهلبيت (ع) مواضع بسيار تند و نابرابرى به خود گرفتهاند، بسيارند.
آنچه در اين مختصر بدان پرداخته شد، نه به منظور معرفى پايگاههاى اهل سنت؛ بلكه براى بيان شمهاى از مطالب و چگونگى جبههگيرى پايگاههايى است كه در اين زمينه به شدت فعاليت مىكنند و نيز هشدار دادن به حوزههاى علميه و علماء گرانقدر است كه به تناسب اين هجوم گسترده، راهكارهايى را براى دفاع از حقانيت شيعه ارائه نمايند.
سخن آخر
متأسفانه بيشتر پايگاههاى اينترنتى برادران اهل سنت از عقيده سلفيه (وهابيت) متأثر شده و بدون توجه به منابع معتبر خويش اعم از كتب روايى و تفاسير و به دور از تحقيق و مراجعه به آراء مكتب اهلبيت(ع) تهمتهايى ناروا و تحريفهاى نا به جا از عقايد و احكام آنان و قضاوتهايى ناصحيح به را ارائه نموده است. و گويى كه نه جهان اسلام دشمنى غدّار دارد و نه يهود در خانه مسلمانان بار اقامت افكنده و نه موج حملات فرهنگى، سياسى و رسانهاى جهان غرب متوجه مسلمانان است!
اينك فهرستى هر چند كوتاه از تهمتهاى بى پايه و اساس و مطالب شگفتانگيز اين گونه از پايگاهها را عرضه مىداريم و قضاوت را به خوانندگان محترم مىنهيم.
1.رافضه معتقدند كه سوره ولايت از قرآن حذف شده است.
2.از منظر تشيّع، قرآن تحريف شده و ناقص است.
3.مكتب تشيع ناشى از عقايد عبدالله بن سبأ يهودى است.
4.اخبار و احاديثى كه در فضيلت امام على (ع) و اهلبيت (ع) وارد شده است، جعلى و ضعيف مىباشد.
5.از آنجا كه شيعه معتقد است امامان اهلبيت)ع) با كتب آسمانى آشنا هستند اين اعتقاد بر مىگردد به اينكه شيعه از قرآن كريم بى نياز است و هر كس اين عقيده را دارد، كافر است!!!
6.عزادارى و گريه و شيون شيعه براى ائمه به خاطر احساس خيانت به اين شهداء(ع) است. و هرچه اين احساس بيشتر باشد، عزادارى بيشترى مىكنند.
7.شيعيان درباره امامان خود مىگويند: على در ابرها پرواز مىكند، رعد و برق از تدبير على(ع) است، امام زمان عريان ظهور مىكند، فاطمه الههاى در صورت زن است، خداوند در مظاهر پيامبر و ائمه تجلى مىكند، وحدت وجود يعنى محبّ و محبوب يك چيز هستند (حلول)، طاعت على از طاعت خداوند مهمتر است، خداوند اهلبيت را با دست راست خود مسح كرده و از اين جهت نور در ميان آنان فيضان يافته است. علم ائمه(ع) غيب مطلق است؛ ولى علم خداوند آلوده به ابداء است!!!
8.شيعه حديث ابوبكر در مورد نفى وراثت از پيامبران را پذيرفته است، چون اين روايت را نقل كرده است كه «العلماء ورثة الانبياء... ان الانبياء لم يورثوا ديناراً و لا درهماً و لكن ورثوا العلم...».
شيعه مىگويد: زن از عقار و زمين ارث نمىبرد؛ پس چگونه مىگويد كه فاطمه(س) فدك را به ارث برده است.
1.جشن ميلاد پيامبر و اولياء الهى و توسل به آنان، شرك و بدعت است.
2.مدفن فعلى حضرت على (ع) در واقع متعلق به مغيرة ابن شعبه است و قبر على (ع) در دار الامارة كوفه است.
موارد يادشده علاوه بر مقالاتى است كه تاريخ شيعه را تحريف كرده و روايات فراوانى را به ائمه نسبت داده و قيام سيد الشهداء را كه بخش مهمى از تاريخ تشيع و سيره امامان است، از مسير اصلى خود به انحراف كشانده است.
آنان در برخى از پايگاههاى خود در توجيه و واقعى نشان دادن مسائل مورد نظر خود سخت كوشيدهاند. برخى از اين مسائل چنين است: ردّ وحدت بين شيعه و اهل سنت؛ اعلام خطر اينكه رافضه از يهود و نصارا براى جهان اسلام خطرناكتر هستند؛ تكفير مطلق تشيع و مشرك شمردن آنان؛ تحريف در معارف بلند شيعى مانند: بدا، توحيد، غيبت و انتظار، مراسم عزادارى، متعه و همچنين معرفى چهرههاى دروغين و غير واقعى از شيعيانى كه سنى شدهاند.
مهمترين و بارزترين جهتى كه ريشه و جريان اين همه افترا و دروغ را توجيه مىكند، روحيه غرضورزى است كه با استناد به برخى از منابع غير معتبر يا افراد غير مرجع گفتهها و ادعاهاى خود را توجيه كردهاند. چنان كه پيشتر بيان شد، آنان اين تهمتها و افترائات ناروا و غرضآلود را به بعضى از كتب روايى ما مستند مىكنند كه در نزد شيعه اعتبارى ندارد.
اگر اين منطق را بپذيريم، بايد بگوييم كه همه اهل سنت به امامان دوازدهگانه تشيع اعتقاد دارند؛ زيرا در فرائد السمطين حموى و ينابيع المودة قندوزى رواياتى نقل شده است كه رسول اكرم (ص) امامان دوازدهگانه شيعه را با اسم و نشان برشمرده است. ولى ما مىدانيم كه اهل سنت اين كتب را از منابع اصلى خود تلقى نمىكنند.
............................
حسين زينىوند



