|
نام و نام خانوادگی :رمضانعلی بذرافشان،متولد :1343,ساكن قم-پست الکترونیک :bazrafshan43@gmail.com
وب لاگ شخصي : http://www.kelergiman.blogfa.com/ http://www.marzban.blogfa.com درجات علمی و سوابق تحصیلی :
1- تحصیلات کلاسیک : فوق لیسانس مذاهب اسلامی (در حال تدوین پایان نامه)( دانشگاه ادیان و مذاهب ) 2- تحصیلات حوزوی : خارج اصول و فقه حوزه علمیه{مدارج علمی اتمام سطح ( فوق لیسانس) به استناد مصوبه هیات وزیران و..} 3- گواهینامه قبولی دوره کتابداری مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی و اساتید دانشگاه تهران و دوره کارورزی 1000 ساعته 4- گواهینامه قبولی دوره عمومی زبان عربی دانشگاه باقرالعلوم (ع) 5- گواهینامه قبولی دوره تخصصی زبان عربی دانشگاه باقرالعلوم (ع) 6- گواهینامه قبولی دوره عمومی زبان انگلیسی دانشگاه باقرالعلوم (ع) 7- گواهینامه قبولی دوره تخصصی زبان انگلیسی دانشگاه باقرالعلوم (ع) عضویت در مجامع علمی فرهنگی 1- عضو شوراي سياست گذاري سايت اسلاميك داك http://www.islamicdoc.com وابسته به مركزاطلاعات و مدارك اسلامي 2- عضو شوراي سياست گذاري سايت اسلاميك قم سی تی http://www.islamicqomcity.com وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی 3- عضو شوراي سياست گذاري وکارشناس علمی و ناظر محتوایی سایت اینترنتی حوزه هنری استان قم http://www.artqom.com و http://www.qomart.com 4- عضو هیات تحریریه نشریه دانشجویی هفت اقلیم (مقطع فوق لیسانس) - دانشگاه ادیان و مذاهب 5- عضو هیات مؤسس و هیات مدیره و بازرس انجمن کتابداران استان قم ( 84 – ادامه دارد) سوابق آموزشی
1- تدریس کتابداری و اطلاع رسانی(منابع مرجع فارسی و عربی) در دانشگاه جامع علمی و کاربردی(82-ادامه دارد ) 2- تدریس کتابداری و اطلاع رسانی (فهرست نویسی , رده بندی , آشنایی با نرم افزارهای کتابخانه ای و منابع مرجع فارسی و عربی) مرکز آموزش شماره 2 وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی( 81-ادامه دارد ) 3- تدریس تاریخ اسلام و تاریخ امامت در دانشگاه قم ( 84 - ادامه دارد) 4 - کارشناس دینی موضوعات مهدویت ( شبکه 2 سیما دربرنامه زنده به سوی ظهور و رادیو معارف و...) 5- تدریس آشنایی با اینترنت و نرم افزارهای پژوهشی وخدمات مرجع و روش تحقیق و .... درقالب کارگاه های آموزشی در حوزه های علمیه و برخی مراکز دیگر سوابق پژوهشی واجرایی
1- مدیر مركز اطلاع رسانی علمي سازمان حوزه ها و مدارس علميه خارج از کشور ( 81-84) 2- معاون اجرایی ومدیر تامین محتوا و رسانه ی بخش پژوهش چهاردهمین نمایشگاه بین المللی قران کریم (1385) 3- مدیرتامین منابع وممیزی بخش پژوهش پانزدهمین نمایشگاه بین المللی قران کریم (1386) 4- کارشناس پژوهش دفتر طرح و برنامه مرکز مدیریت حوزه علمیه قم( 81 – 84) 5- ناظر فهرست نویسی و رده بندی کتابخانه های مجمع التقریب مذاهب اسلامی و ..... 6 - مدیر اجرایی و کارشناس نقد و ارزیابی کتب و مقالات مجله آینه پژوهش( 69-72) 7- مدیر اجرایی و گردآودنده خبرنامه" دین پژوهان" کشور (81 - 84/ 15شماره) زیر نظردبیرخانه دین پژوهان کشور 8- دبیر و گردآورنده خبرنامه" ادیان و مذاهب" زیر نظر انجمن علمی ادیان و مذاهب حوزه علمیه قم(85 – ادامه دارد) 9- مدیر اطلاع رسانی فرهنگی معاونت فرهنگی و تبلیغی دفتر تبلیغا ت اسلامی( 85 – ادامه دارد) 10- مدیر اداره کتابخانه های دفتر تبلیغات اسلامی ( 68-70) 11- مدیر هماهنگی امور انفورماتیک دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم( 77- 79) 12- مدیر و عضو شورای علمی واحد آمار و اطلاعات فرهنگی معاونت فرهنگی و تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی( 73-83) 13- معاون اطلاع رسانی مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی( 78-81) 14- کارشناس و مشاور اطلاع رسانی معاون پژوهش دفتر تبلیغات اسلامی و رییس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی ( 81-83) 15- مدیر هماهنگی و همکاری های علمی و پژوهشی و بین الملل حوزه پژوهش دفتر تبلیغات اسلامی( 83-85) 16- مدیر کارگزینی کل دفترتبلیغات اسلامی (1372 – 1378 ) 17- مدیرفناوری اطلاعات دانشگاه باقرالعلوم ع (1386-1388) 18- مدیر اداره سمعی بصری دانشگاه باقرالعلوم ع (1389-ادامه دارد) 19- بازرس موسسه بوستان کتاب (1390- ادامه دارد) فعالیت های مطبوعاتی
1- مدیر اجرایی مجله آینه پژوهش ویژه نقد کتاب و کتابشناسی در حوزه علوم اسلامی (1369 – 1372 ) 2-مدیر اجرایی ویژه نامه همایش قران و مسایل جامعه معاصر(1385) – برگزاركنندگان: دفتر تبلیغات اسلامی ,سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و سازمان ایسیسکو 3- عضو هیات تحریریه مجله دانشجویی هفت اقلیم (مقطع فوق لیسانس) - موسسه آموزش عالی ادیان و مذاهب 4- دبیر علمی و نویسنده فصلنامه آموزشي معرفت علوي / زیر نظر معاونت فرهنگي كميته امداد امام خميني (ره) 5- دبیر علمی و نویسنده خبرنامه دين پژوهان (1380 – 1384)/ زيرنظر دبیرخانه دین پژوهان کشور 6- دبیر علمی و نویسنده خبرنامه اديان و مذاهب اسلامي / زيرنظر انجمن علمی اديان و مذاهب حوزه علميه قم فعالیت های اینترنتی1- مدیر سایت اینترنتی" بلاغhttp://www.balagh.net " وابسته به معاونت فرهنگی و تبلیغی دفتر تبلیغات اسلامی 2 – عضو شوراي سياست گذاري سايت "اسلاميك داك" http://www.islamicdoc.com وابسته به مركزاطلاعات و مدارك اسلامي 3 - عضو شوراي سياست گذاري سايت "اسلاميك قم سی تی" http://www.islamicqomcity.com وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی 4- عضو شوراي سياست گذاري وکارشناس علمی و ناظر محتوایی سایت اینترنتی حوزه هنری استان قم http://www.artqom.com و http://www.qomart.com 5 - آماده سازی و راه اندازی سایت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی " ایسکا" http://www.isca.ac.ir 6 - آماده سازی و راه اندازی سایت موسسه پژوهشی انتظار نور "منجی"http://www.monjee.org آثار منتشره یا در دست انتشار 1- ایران شناسی فرهنگی 28جلد – به صورت گروهی (زیرنظر ) / سفارش دفتر تبلیغات اسلامی ( آماده نشر ) 2- نقش حوزه های علمیه در ساختار حکومت و تمدن اسلامی – به صورت گروهی(زیرنظر ) / سفارش دفتر طرح و برنامه مرکزمدیریت حوزه علمیه قم ( آماده نشر ) 3 - حوزه های علمیه و نقش it در آموزش و پژوهش های دینی - به صورت گروهی (فارسی و انگیسی) / مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران 4- شیعه و ضرورت فعالیت های مجازی / ارائه شده در همایش شیعه شناسی مرکزجهانی علوم اسلامی و ... 5- گرداوری و تدوین فصلنامه آموزشي معرفت علوي (2شماره ويژه تابستان وپاييز)/ زیر نظر معاونت فرهنگي كميته امداد امام خميني (ره) 6- گرداوری و تدوین خبرنامه دين پژوهان شماره ه هاي 1 – 15(1380 – 1384)/ زيرنظر دبیرخانه دین پژوهان کشور 7- گرداوری و تدوین خبرنامه اديان و مذاهب اسلامي شماره ه هاي 3و4و5 / زيرنظر انجمن علمی اديان و مذاهب حوزه علميه قم 8 - گرداوری و تدوین مقالات مختلف کتابشناسی و مقاله شناسی ونقد کتاب ( چاپ شده به صورت پراکنده در کتاب های ره توشه و مجله آینه پژوهش و ....) فعالیت های نرم افزاری و الکترونیکی
1- مدیر تولید و ناظر محتوایی نرم افزار مطهر(مجموعه اثار شهید مطهری) – پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی 2- مدیر تولید و ناظر محتوایی نرم افزار نجم (مجموعه اثار علامه حسن زاده)- پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی 3- مدیر تولید و ناظر محتوایی نرم افزار خطیب(مجموعه اثار مرحوم فلسفی) - پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی 4- مدیر تولید و ناظر محتوایی نرم افزار راهنما - پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی 5- مدیر تولید و ناظر محتوایی نرم افزار اهل البیت (علیهم السلام) - پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی 6- ناظر محتوایی و کارشناس علمی نرم افزار شبهه شناسی مهدویت - مؤسسه پژوهشی انتظار نور 7 - مدیر تولید و ناظر نرم افزار مساله شناسی شبهات و مسایل مستحدثه دینی - دفترتبلیغات اسلامی 8 - ناظر محتوایی و کارشناس علمی لوح فشرده پیامبر اعظم (ص) – منتشره به مناسبت سال پیامبراعظم (ص) 9– گرداوری و تنظیم لوح فشرده منابع ارجاعی و تمام متن مرتبط با حج و یژه حجاج و کارشناسان فرهنگی 10- گرداوری و تنظیم لوح فشرده و دی وی دی صوتی مناسبتی ویژه مراکز سازمان حوزه ها و مدارس علمیه خارج از کشور طرح های تحقیقاتی در دست اجرا
- ماخذشناسی (کتابشناسی ومقاله شناسی) تقریب / مجمع التقریب مذاهب اسلامی - ارزیابی آثار منتشره قرانی ایران در سال های 81- 85 / سفارش موسسه ولاء منتظر برای شورای عالی انقلاب فرهنگی ایران - گرداوري و تنظيم فصلنامه آموزشي معرفت علوي (2 شماره - ويژه پاييز, زمستان و بهار ) / سفارش معاونت فرهنگي كميته امداد امام خميني (ره) - اخلاق اینترنتی ( هویت مجازی) – برای مرکز پژوهش های صدا و سیما - اخلاق پژوهش (به صورت گروهی ) – انجمن کتابداری و اطلاع رسانی استان قم - آماده سازی و نشر گاهنامه خبری" پژوهه نامه " دانشنامه پیامبر اعظم (ص)
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 22:8  توسط بذرافشان
|
همایش «نوآوری و اجتهاد از دیدگاه آیتالله خامنهای» در بیروت آغاز به كار و به بررسی ابعاد علمی و اجتهادی حضرت آیتالله خامنهای پرداخت ،در این همایش اندیشمندان و صاحبنظرانی از كشورهای مختلف اسلامی حضور داشتند. سیدحسن نصرالله، اولین سخنران این همایش بود كه متن كامل سخنان دبیركل حزبالله لبنان را در ادامه میخوانید. دانشمندان، نمایندگان، برادران و خواهران، سلام بر همهی شما و رحمة الله و بركاته. این افتخار را دارم كه كنفرانس شما را افتتاح كنم. كنفرانسی كه آن را گامی ویژه كه در این زمینه اوّلبار است صورت میگیرد، میدانم. چرا كه این اوّلین باری است كه كنفرانسی فكری و علمی خارج از ایران از چند منظر به اندیشه و شخصیّت حضرت امام خامنهای دام ظلّه میپردازد. همچنین در ابتدا از تمام دستاندركاران و حاضرین، مؤسّسان، سازماندهندگان، حضّار و شركتكنندگان در این جلسه، جلسهی افتتاح، و كارگاهها بسیار تشكّر میكنم. و مخصوصا از برادران و خواهرانی كه رنج سفر را پذیرفتند و از خارج لبنان به این جلسه تشریف آوردند. شناخت شخصی و مستقیم و نزدیك بنده از امام خامنهای به سال ۱۹۸۶ باز میگردد، سالی كه دیدارهای متعدّد و فشردهای برای بنده فراهم شد و باعث شد تا با افكار، آرا، مبانی، طرز تفكّر و تحلیل وقایع، روش رهبری و حكومت و تصمیمگیری و شاخصههای اخلاقی دلپذیر ایشان كه با تواضع، نرمخویی، مهربانی، صبر، سعهی صدر، زهد و سادهزیستی و… همراه بود، بیشتر آشنا شوم. بنده اكثر كتابهای ایشان را خواندهام و میتوانم ادّعا كنم قریب به اتّفاق نگاشتهها، گفتگوها و بیانات ایشان را از هنگام رحلت امام خمینی قدّس سرّه الشّریف تا كنون دنبال كردهام. اینها را میگویم تا شهادتی بدهم. همچنین حجم وسیعی از دروس فقهی ضبط شدهی ایشان، در چند باب از فقه، را گوش كردهام. و پس از اطّلاع از شهادت تعداد پر شماری از كسانی كه ایشان را از نزدیك میشناسند، حال یا فقها، متفكّران، سران یا نخبگان سیاسی و فرهنگی و پس از كنكاش در سیرهی شخصی، علمی، فكری، جهادی و سیاسی ایشان، میتوانم با اطمینان كامل بگویم: ما در برابر امامی هستیم در رهبری و حسن حكومت، در تقوا و زهد، در فقه و اجتهاد، در تفكّر و تفكیك ساحات و نوآوری، عظیم الشان. ما در برابر امامی هستیم كه نگاهی همهجانبه، عمیق، مستحكم و استوار دارد. نگاهی كه بر مبانی زیر بنا نهاده شده: اوّل: مبانی اصیل فكری و علمی. دوّم: شناخت نیازهای معاصر و مشكلات موجود. سوّم: شناخت ظرفیّتهای انسانی و مادّی موجود در امّت. چهار: شناخت راه حلهای مناسب و تنیده در اصول و مبانی اسلام. به واسطهی این نگاه همهجانبه است كه میبینیم ایشان در تمام رخدادها، تحوّلات و موضوعات، روشن و عمیق وارد میشود. از هر زاویهای و با هر تخصّص و رویكردی كه با ایشان برخورد داشته باشید، خود را در برابر رهبری خواهید یافت كه موضوع را حتّی با جزئیّات میشناسد و مانند یك متخصّص در این باره صحبت میكند، و مدام مسائلی جدید و در عین حال كاملا مرتبط با آن زمینه طرح مینماید. آیتالله خامنهای معتقد است كه چه در روندهای سازش یا جریانهای مقاومت و یا خیزش فلسطین روی میدهد، بیانگر این حقیقت است كه ما امروز در برابر نسلهای جدید ملت فلسطین قرار داریم كه بیش از هر زمان دیگری به بازگشت به سرزمین خود ایمان دارند. برای مثال برخی از این زمینهها را كه از طریق پیگیری رسانهای دیدارهای سید القائد دستگیرم شده نام میبرم: - علما و اساتید حوزههای عملیّه: وقتی با علما و اساتید و طّلاب حوزههای علمیّه دیدار میكند، همچون یك فرد آگاه حوزوی از راه و روش تدریس، الگوهای تحوّل، حفظ اصالت و نقاط مثبت تقلید و روش تحصیل سنّتی و [در عین حال] تطبیق با شرایط روز سخن میگوید. - متفكّران، فرهنگیان و اساتید دانشگاه و دانشجویان آن: مانند یك استاد آگاه، مطّلع و چندبعدی دانشگاه از روش تدریس در دانشگاهها و مشكلات و افقهای پیش روی آن سخن میگوید. - فعّالیّتهای زنان: در این دیدارها نگاه خود را پیرامون زن و منزلت، نقش و مسئولیّتش در چالشهای معاصر ارائه میكند. - اهالی اقتصاد و بنگاههای اقتصادی: در زمینهی اقتصاد نگاه خود را در بیان میكند و همچنین سیاستهایی اقتصادی را كه نظام اسلامی را به التزام به آنها فرا میخواند. - مدیران و معلّمان مدارس، پزشكان، مهندسان و كشاورزان: چندی پیش ایشان دیداری با صنعتگران داشت و سخنانی طولانی در این باره ایراد كرد. - با اهالی سینما: از فیلم، فیلمسازی، اهداف، تحوّل و پیشرفت آن سخن میگوید. - با هنرمندان: سخنانی در زمینهی شعر، موسیقی، نقاشی و چاپ. - با حافظان و قاریان قرآن، مدّاحان پیامبر و اهل بیت ایشان. - در مسائل روز. - و همچنین سران سیاسی و حتّی در زمینهی نظامی. بنده به صورت اتّفاقی در یكی از جلساتی كه ایشان در زمینهی نظامی صحبت میكرد حاضر بودم و دریافتم ایشان انواع سلاح، استراتژیهای نظامی و حتّی روشهای جنگ و كاربرد اسلحه را نیز میداند. حقیقت آن است كه ما در برابر شخصیّتی عظیم و استثنائی هستیم. ولی میبینیم بسیاری در این امّت از ایشان چیز زیادی نمیدانند. و احساس میكنیم كه این امام و این رهبر چه قدر در امّت خویش و حتّی، با پوزش از برادران ایرانی، در ایران مظلوم و تنها است؛ حتّی در جنبهی آشكار و روشن شخصیّتش یعنی جنبهی رهبری و سیاسی كه در قالب رهبری بیست و دو سالهی امّت تجلّی یافته. شما در حقیقت در برابر شخصیّتی قرار دارید كه، به معنای واقعی كلمه، دشمنان وی را محاصره كردهاند و دوستان حقّش را ادا نمیكنند. دشمنان محاصرهاش كردهاند و مانع رسیدن حقیقت و نور وی به جهان و امّت میشوند، دوستان هم كه حقّش را ادا نمیكنند. مسئولیّت ماست كه این امام عظیم را به امّت بشناسانیم تا از بركات وجود اینچنین رهبر، فقیه و متفكّری بهرهمند شود. متفكّری كه به خیر امروز و فردا و دنیا و آخرت امّت میاندیشد. كسی كه در تمام سطوح با چالشهایی پنجه در پنجه میاندازد كه در هیچ یك از دههها و قرون اخیر سابقه نداشته. این است هدف پر اهمّیّت و حسّاس این كنفرانس. در زمان موجود دوست دارم سریعا شواهدی از جنبهی رهبری و سیاسی شخصیّت امام ارائه كنم. شواهدی برگرفته از برخوردهای مستقیم و تجربههای شخصی بنده از ایشان كه دامنهی اشراف، دقّت، عمق، صحّت تحلیلها و انتظارات و در نتیجه صحّت مواضع حكیمانه و شجاعانهای كه ایشان در مورد برخی اتّفاقات خاورمیانه و به خصوص منطقهمان اتّخاذ كردهاند و میكنند را نمایان میسازد. بنده تنها بعضی از آنها را نام خواهم برد. در حالی كه از این شواهد بسیار [در ذهن] دارم. ولی به واسطهی ضیق وقت و با در نظر داشتن ملاحظات و شرایط سیاسی، تعداد كمی از آنها را بیان خواهم كرد. و تا جایی پیش خواهم رفت كه وارد محذوریّتها نشوم. همچنین شرایط سیاسی لبنان و منطقه را در نظر خواهم داشت. در حقیقت بنده شواهدی از منطقه برگزیدهام كه در آنها فقیهی، متفكّری اسلامی یا رهبری در ایران با دقّت و روشنی با اتّفاقات منطقهمان رو به رو میشود. كه این بسیار مهم و نشانی از تفاوت است. ما از فردی كه در لبنان، سوریه، فلسطین، مصر یا اردن، یعنی در میادین رویارویی مستقیم، زندگی میكند، حرف نمیزنیم. اتّفاقاتی را هم انتخاب كردهام كه یك اشارهام به آنها [برای یادآوری شما] كافی است. و اتّفاقاتی است كه همگی در دو دههی پیش در آنها زندگی كردهایم. از كنفرانس مادرید ۱۹۹۱ آغاز میكنم. همگی به یاد داریم زمانی را كه آمریكا پس از جنگ دوّم خلیج فارس آمد و معادلات منطقه و جهان را تغییر داد، بقیّه را كنار زد و شد تنها ابرقدرت. اوّلین بار بود كه گروههایی عربی از تمام حكومتهای عرب حتّی لبنان و سوریه پشت یك میز مینشستند. آن زمان نتیجه این شد كه معادلات بینالمللی تغییر كرده و تغییرات بزرگی در جهان و منطقه روی داده. از سوی دیگر دولت آمریكا تصمیمش را برای اجرای آنچه خود صلح عادلانه و فراگیر مینامید و ما آن را سازشی تحمیلی میخواندیم، اعلام كرد. این اعتقاد در بسیاری پیدا شد و اجماع یا چیزی شبیه اجماع در منطقهمان صورت گرفت، كه میگفت: سازش به یك قدمی ما رسیده و چارهای جز پذیرش آن نیست. چرا كه آمریكاییها سازش را به تكتك دولتهای مرتبط با این مسئله [نهایتا به روش لازم] تحمیل خواهند كرد. به یاد دارم آن روز امام خامنهای نظری متفاوت با این اجماع یا شبه اجماع داشت. در دیگر شواهدی كه از آنها یادخواهم كرد نیز خواهید دید كه چنین است. ایشان گفت: این كنفرانس به نتیجه نخواهد رسید و سازشی رخ نخواهد داد. قطعا آمریكا نمیتواند سازشی به دولتها و ملّتهای منطقه تحمیل كند. امروز و پس از نزدیك بیست سال، از طرفهای مذاكره و برخی شخصیّتهایی كه در كنفرانس مادرید حضور داشتند و مذاكرات را ادامه دادند میشنویم كه از دو دهه ناكامی، هدردادن وقت، سرگردانی و تباهی سخن میگویند كه نتیجهی همآن چیزی است كه آن را مذاكره مینامیدند. همگی تحوّل و خلل بزرگی را كه در مذاكرات اسرائیل-سوریه در سال ۱۹۹۶ رخ داد، به یاد میآورید و آنچه «ودیعهی رابین» نامیده میشد و آمادگی اسحاق رابین را، چنان كه میگفت، برای عقب نشینی به مرزهای چهار ژوئن ۱۹۶۷ یعنی عقبنشینی از منطقهی اشغالشدهی جولان سوریه تا خطّ چهار ژوئن ۱۹۶۷. [آن زمان] حالتی در منطقهمان، در لبنان، سوریه، فلسطین، اردن، مصر و تمام این مناطق به وجود آمده بوده كه همه میگفتند: سازش صورت خواهد پذیرفت چرا كه در ۱۹۹۳ در پیمان اسلو [برای تشكیل دولتهای خودگران] زمانبندی تعیین شده بود و فلسطین همچنان در حال مذاكره بود. كار مصر كه تمام شده، اردن هم پیمان وادی عربه [=پیمان صلح اسرائیل با اردن] را امضا كرده، حكومتهای فلسطین هم كه پیمان اسلو را بستند و میماند لبنان و سوریه. پذیرش بازگشت به خطوط چهار ژوئن توسّط اسرائیل شرط اساسی تحقّق سازش میان اسرائیل و سوریه بود. این را خود اسحاق رابین گفته بود. كارها تمام شدهبود و آنچه ماندهبود تنها مقداری جزئیات بود كه میشد طی چند مذاكره حل شود. بنده به یاد دارم آن زمان شرایط این بود. هر كس نزد ما میآمد -و میدانید كه مقاومت در سال ۱۹۹۶ رو به رشد بود- میگفت خودتان را خسته نكنید، كار تمام شده و دیگر مجالی برای خوندادن و شهید دادن، جنگ، فداكاری و نبرد نیست. عدّهای از ما میخواستند كمكم كارها را طوری سامان دهیم كه گویی سازش صورت پذیرفته است و طبیعتا میگفتند نه تنها در ماهیّتمان به عنوان حركتی مقاومتی كه حتّی در نام، وجهه و سخنرانیها و برنامههای سیاسیمان نیز تجدید نظر كنیم. و با فرض این كه همه چیز تمام شده، برای سلاح و تجهیزات فراوان نظامیمان در آن دوره، فكری كنیم. طبعا هر پیشبینی اشتباهی در آن دوره، آثار مخرّبی در پی داشت. چرا كه اگر مقاومت به كار خود پایان میداد یا افقهایش دچار خلل میشد از ۱۹۹۶ به بعد دیگر پیروزی رخ نمیداد، چیزی نبود كه پیروزی سال ۲۰۰۰ را بیافریند. بیرون از این اجماع موجود در لبنان -و بنده به شما میگویم این تحلیل بسیاری از مسئولین در ایران در سطوح بالا هم بود- هنگامی كه بنده و تعدادی از برادران رفتیم خدمت حضرت امام خامنهای دام ظلّه؛ و این نگاه را شرح دادیم و گفتیم این نگاه در منطقه موجود و مطرح است، حضرت امام خامنهای به وضوح گفتند:«بنده معتقدم این امر محقّق نخواهد شد و معتقدم سازشی میان اسرائیل و سوریه و پس از آن لبنان صورت نخواهد گرفت. بنده به شما پیشنهاد میدهم…» و این از ادب حضرت سید القائد است كه همیشه این گونه سخن میگویند «…بنده به شما پیشنهاد میدهم كار و تلاش در راه مقاومت را پی بگیرید بلكه این كار و تلاش را گسترش دهید تا پیروزی صورت پذیرد. هوش و گوش خود را هم با هیچ یك از این فرضیّهها، احتمالات و پیشنهادات پر نكنید.» طبعا در آن زمان، این حرفی بود كه ما آن را با هر تحلیل، اطّلاعات و روشهای مرسوم در لبنان و منطقه، بیگانه مییافتیم. بنده به یاد دارم پس از دو یا سه هفته پس از آن دیدار، نه بیشتر، اسحاق رابین در تلآویو سخنرانی میكرد كه یك صهیونیست افراطی، كه البته همهی آنها افراطی هستند، جلو آمد و بر وی آتش گشود و وی كشته شد و شیمون پرز جایگزین او شد. و در حالی كه مشخّصا حماس و جهاد اسلامی ضربههای بسیار سختی خورده بودند، به گونهای كه برخی فكر كردند دیگر مقاومت فلسطین هیچگونه توانی برای اجرای عملیّات ندارد، عملیّاتهای استشهادی در قدس و تلآویو صورت گرفت كه، همآن طور كه به یاد میآورید، در آن روزها دژ اسرائیل را لرزاند و پس از آن [نیز] ناآرامیهای جنوب لبنان پیش آمد. نشست شرم الشّیخ برگزار شد و سران جهان را در ۱۹۹۶ برای دفاع از اسرائیل و محكومساختن آنچه تروریسم نامیده میشد، جمعآورد. مشخهصا از حماس، حركت جهاد اسلامی و حزب الله نام برده شد. تهدیدهایی صورت گرفت و تصمیمهایی برای تحریم، منع پشتیبانیهای مالی و فشار بر، به زعم آنها، گروههای تروریستی گرفته شد. پس از آن نبرد خوشههای خشم در آوریل ۱۹۹۶ صورت گرفت و بعد از ان شیمون پرز در انتخابات شكست خورد و نتنیاهو آمد. و برگشتند به نقطهی شروع، خانهی اوّل. امام خامنهای از كجا به چنین نتیجه و اعتقاد روشن و جازمی رسیده بود؟ آن هم در زمانی كه تمام اهالی، تحلیلگران و سران سیاسی منطقه اوضاع را در حال حركت در جهت مخالف میدیدند. این شاهد دوّم. شاهد سوّم. [میدایند امروز] سخنان دربارهی مقاومت لبنان همیشه حول پیروزی میگردد. ولی ایشان پیش از سال ۲۰۰۰ بدون این كه به زمان بندی بپردازد، از عامل پیروزی صحبت میكرد و به ما میگفت به واسطهی فهم عقیدتیاش از سخن خداوند متعال كه «اِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ- اگر خداوند را یاری كنید، خداوند هم شما را یاری میكند- سورهی مباركهی محمّد آیهی ۷» به پیروزی مقاومت ایمان دارد. و برای اوّلین بار بنده شنیدم كه كسی به ما گفت:«خداوند چرا باید شوخی كند؟ خداوند شوخی نمیكند!» به همین سادگی. خداوند با ما جدّی صحبت میكند و میگوید:«اِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ» این مقاومت خدا را یاری میكند و خداوند نیز حتما آن را یاری خواهد كرد. پس از ۱۹۹۶ میگفت اسرائیل مانند كسی است كه در باتلاق است. نه میتواند پیش بیاید و دوباره در لبنان جولان دهد و نه، به واسطهی خطرات این عقبنشینی بدون قید و شرط، میتواند به فلسطین عقبنشینی كند و نه میتواند در جای خود بماند! پس در باتلاق مانده و شدیدا در تنگناست. باید منتظر باشیم و ببینیم اسرائیل با این وضع چه خواهد كرد. ولی طبیعتا این مسئله نیاز دارد به ادامهی مقاومت. در اواخر سال ۱۹۹۹ در دژ اسرائیل انتخابات نخستوزیری صورت گرفت. رقابت میان ایهود باراك و نتنیاهو بود، هر دو نیز وعده داده بودند اگر پیروز شوند از لبنان عقبنشینی خواهند كرد. ایهود باراك زمان هم مشخّص كرده بود و گفته بود ۷ جولای ۲۰۰۰. هفتهها و ماهها میگذشت. جوّ حاكم بر لبنان، سوریه و منطقه چه بود؟ این بود كه به موعد میرسیم و اسرائیل از مرزهای فعلی سرزمینهای اشغالی عقبنشینی نخواهد كرد. باراك از طریق آمریكاییان، اروپاییان و برخی حكومتهای جهان سعی میكرد به برنامهها یا توافقاتی امنیّتی با دولت لبنان یا مرحوم حافظ اسد دست پیدا كند كه شكست خورد. جوّ این بود كه ارتش اسرائیل عقبنشینی نمیكند و وقتی هم زمان معیّنشده برسد، برای باراك كاری ندارد زیر قولش بزند و به مردمش بگوید:«من وعدهی عقبنشینی در ۷ تمّوز را داده بودم ولی از آنجا كه هیچ ضمانت، برنامه یا شروط امنیّتی در دست نداریم، عقبنشینی خطرناك و به منزلهی اشتباهی استراتژیك است و بنده چنین نخواهم كرد.» و بنده از شما پنهان نمیكنم كه حتّی اوضاع ما در حزب الله در سطح سیاسی و جهادی مانند دیگر نیروهای سیاسی كشور و منطقه بود و این گونه به موضوع نگاه میكردیم. اینجا نیز سفری داشتیم به جمهوری اسلامی و دیداری با حضرت امام خامنهای. دیدگاهمان را دربارهی اتّفاقات و انتظارات را شرح دادیم. ولی حضرت امام خامنهای نظری مخالف و تعجّب برانگیز داشتند. ایشان گفتند، برخی برادران هم حضور داشتند، كه:«پیروزی شما در لبنان بسیار بسیار نزدیك است، بسیار نزدیكتر از آن چیزی كه انتظارش را دارید و این را با چشم خود خواهید دید.» و این مخالف تمام تحلیلها، اطّلاعات، اسناد و مدارك بود. در آن برهه هیچگونه نشانهای از آغاز تدارك اسرائیل برای عقبنشینی از جنوب لبنان وجود نداشت. ایشان به برادران گفتند:«به لبنان كه بر میگردید، خود را برای این پیروزی آماده كنید كه سخنرانی سیاسیتان چه باشد و هنگام عقبنشینی دشمن اسرائیلی به مرزها چه كارهایی انجام دهید.» ما با یك دید رفتیم، با دید دیگری برگشتیم. به همین خاطر بود كه از عقبنشینی ناگهانی ۲۵ می شگفتزده نشدیم. ما خود را برای مواجه شدن با مناطق مرزی و ساكنین و كسبهی آن و رفتارمان را هنگام رسیدنمان به مرزها، به خوبی آماده كرده بودیم. در جنگ سی و سه روزه كه جنگی بود جهانی از حیث تصمیمگیری، عربی از حیث پشتیبانی و اسرائیلی از حیث اجرا -عربی یعنی برخی دولتهای عربی كه در تصمیمگیری جنگ شریك بودند- و جنگی بود كه عنوان آن نابودی مقاومت لبنان بود. و همگی قدرت و شدّت هجوم اسرائیل را، مخصوصا در روزهای اوّل، دیدید. به گونهای كه هر حرفی دربارهی پیروزی و بلكه نجات و خروج سالم از این جنگ شبیه جنون بود. چرا كه [سرنوشت] حركتی مقاومتی با امكانات معیّن، در كشوری كوچك [كه] جهان علیهش توطئه كرده و چنین جنگ وحشی و سختی را به راه انداخته [معلوم است]. این را اوّلین بار است كه میگویم. نامهای شفاهی از طریق یكی از برادران به بنده، در ضاحیهی جنوبی، رسید. در حالی كه ساختمانها تحت بمبباران اسرائیل فرو میریختند. نامهای شفاهی كه چند صفحه بود ولی بنده به برخی جملات مرتبط با موضوع بسنده میكنم. ایشان در آن نامهی شفاهی میگویند: برادرانم. این جنگ همچون جنگ خندق است، جنگ احزاب، كه قریش، یهود مدینه، عشایر و قبایل با تمام نیرو گرد آمدند و رسول الله صلّی الله علیه و آله و اصحابش را محاصره كردند و تصمیم گرفتند این جمعیّت مؤمن را ریشهكن كنند. این جنگ این طور است. پس جانها به گلو خواهد رسید «وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا- و جان ها به گلو رسید، و به خدا آن گمان ها را می بردید.- احزاب ۱۰» ولی به خدا توكّل كنید، بنده به شما میگویم كه شما پیروز هستید، حتما.» و این در روزهای اوّل بود. «شما پیروز هستید، حتما. حتّی بیشتر از این. بنده به شما میگویم: وقتی این جنگ با پیروزی شما به پایان برسد، به قدرتی تبدیل خواهید شد كه قدرت دیگری جلودارش نیست.» چه كسی میتوانست چنین برداشتی داشته باشد؟ آن هم در روزهای اوّل جنگ؟ شاهد پیش از آخر. چرا كه میخواهم در پایان دربارهی فلسطین صحبت كنم. پس از رخدادهای ۱۱ سپتامبر و تصمیم آمریكا برای حمله به افغانستان. این همان اوایل و طلیعهی امر است، در اوایل جنگ افغانستان كه نیروی دریایی و نیروهای آمریكا میرسیدند و حرف از اشغال عراق، پس از افغانستان هم بود. به یاد دارید كه آن روزها عقلها، قلبها و جانها میلرزید. بسیاری باور كرده بودند كه منطقهمان وارد عصر آمریكا و سلطه و سیطرهی مستقیم آمریكا شده و این سلطهی آمریكایی برای یكی دو صده خواهد ماند. برخی نیز جنگهای جدید آمریكا را به جنگهای صلیبی تشبیه و اشغالها را با آن زمان مقایسه میكردند و از صد یا دویست سال حرف میزدند. بنده در سفری به جمهوری اسلامی به دیدار امام خامنهای مشرّف شدم و از ایشان نظرشان را پرسیدم. صحبت دربارهی ایران است، از انسانی كه در ایران زندگی میكند و رهبر و مسئولی ایرانی است. در حالی كه آمریكاییان آمدهاند برای هجوم به افغانستان و عراق در همسایگی این كشور و نیروهای دریایی و گردانهای نظامی از هر سو این كشور را در بر گرفتهاند. ما از تحلیلگر، متفكّر یا محقّقی در حوزهی سیاست یا مركزی پژوهشی چنین سؤالی نكردیم. ما با رهبری صحبت میكردیم كه بر اساس دیدگاهش میخواست تصمیم بگیرد و سیاست وضع كند. ایشان به ما چیزی گفت مخالف تمام آنچه كه در منطقه شایع بود. آن روز بسیاری حكومتها و قدرتهای سیاسی شروع كردهبودند به تحقیق كه چهگونه میتوانند كارهای خود را با آمریكاییها سامان دهند و چهگونه با ایشان وارد گفتوگو شوند و راهحلهایی بیابند. حتّی برخی مسئولین جمهوری اسلامی، و این سخن سید القائد است در ماه رمضان، و اگر ایشان این را نمیگفتند بنده كوچكتر از آن بودم كه بگویم. حتّی برخی مسئولین جمهوری اسلامی نزد حضرت سید القائد رفتند و به ایشان گفتند: آنچه رخ میدهد جدید [و بی سابقه] است باید راههای فرار و گفتوگو و برخی سازشها را با دولت آمریكا بیابیم. ولی ایشان بر پایهی نگاه استراتژیكشان به اتّفاقات امروز و آینده، این [پیشنهاد] را رد كردند. آن روز ایشان در جواب سخن بنده كه گفتم: نوعی نگرانی در منطقه وجود دارد كه طبیعی هم هست و حتّی ما هم نگرانیم. به بنده گفتند:«به برادران بگو نگران نباشند. ایالات متّحدهی آمریكا به قلّه رسیده و این آغاز افول است.» دستشان را این طور گرفتند. «آنها با آمدن به افغانستان و عراق به چاه سقوط میكنند. اینها شروع افول ایالات متّحده و پروژهی آمریكا در منطقهی ماست و باید بر اساس این [نگاه] رفتار كنید.» طبعا این سخن مبتنی بر مطالعه و مدارك بود. با این حال بنده پرسیدم: سیّدنا، آخر چه گونه میشود؟ یعنی چیز دیگری نیز برای تببین بگویید. گفتند:«وقتی پروژهی آمریكا یا ایالات متّحده ناتوان شده و نمیتواند منافعش را از طریق نظامهای دنبالهرواش در منطقه كسب كند و ارتشها، كادرها و نیروهای دریایی موجود در منطقه برایش كافی نیست و مجبور میشود از تمام جهان كادرنظامی و نیروی دریاییاش را به این منطقه بیاورد، این دلیل عجز است، نه دلیل قدرت. ثانیا این بر جهل دولتمردان و صاحب تصمیمان آمریكا دربارهی ملّتهای این منطقه صحه میگذارد. ملّتهایی كه اشغالها، سلطهها و سیطرهها را بر نمیتابند و به فرهنگ و تاریخ جهاد و مقاومت تعلّق دارند. به همین خاطر وقتی آمریكاییها میآیند، در باتلاقها فروخواهند رفت و به دنبال راه فرار خواهند گشت. پس اینها باعث نگرانی نیست بلكه موجب ایجاد آرزوی رسیدن برههای است كه در آن امّت از یوغ مستكبرین آزاد خواهد شد.» اینجاست كه انسان متوجّه جنبهی روشن و پراهمیّت رهبری این امام میشود، جنبهای كه بسیاری آن را نمیشناسند. میتوانم بگویم در دههی گذشته، امّت و منطقهی ما شاید خطرناكترین جنگ تاریخش را به خود دید. ایالات متّحدهی آمریكا و همپیمانان غربیاش، سروران جهان، با تمام نیروی نظامی، امنیّتی، اطّلاعاتی، امكانات رسانهای، فنّی، مالی و اقتصادیشان و جنگهای روانیشان، با هر چه داشتند آمدند تا بر این منطقه سیطره پیدا كنند، كشورهایمان را اشغال و باقیماندهی حكومتهای بازدارنده و حركات مقاومت را سرنگون كنند. و این پروژهی آشكار جورج بوش بود. و تا خاورمیانهای جدید بنا كنند. امام خامنهای رهبر این خطرناكترین، سنگینترین و سختترین جنگ بود. جنگی كه به عقل، حكمت، درایت و شجاعت مضاعفی نیاز داشت. ولی حتّی امروز نیز نمیشود بر ابعاد مختلف نقشی كه این رهبر عظیم بازی كرد، احاطه پیدا كرد. با شاهد پایانی، موضوع اسرائیل، سخن را خاتمه میدهم. حضرت امام خامنهای معتقدند -و سخن بنده از جلسات داخلی است نه از سخنرانیها، البته این را ایشان در سخنرانیها هم میگویند- كه اسرائیل، این دژ، رو به نابودی است. ایشان كاملا به این معتقد هستند. و اعتقاد دارند نابودی اسرائیل دور نیست، به عبارتی در آیندهای دور نیست، ایشان آن را نزدیك میبینند و معتقدند این سازش به جایی نمیرسد. تمام آنچه امروز اطراف ما در فلسطین و در منطقهمان رخ میدهد، حال در زمینهی مذاكرات، یا دستآوردها و پیروزیهای حركات مقاومت لبنان و فلسطین، یا طوفان اخیر ملّت فلسطینی ساكن خارج اراضی اشغالی ثابت میكند كه [این ملّت] ارادهی مستحكمی برای مقاومت دارد. به عبارتی ۶۰ سال، دردها، مصائب و عذابهایی كه به این ملّت چشاندهاند آنها را به یاس و سرخوردگی دچار نكرده، سرخوردگان، سران سیاسی هستند، و این نسل جوانی كه «نكبة» و «نكسة» را شنیده امّا «عصر پیروزیها» را دیده، این نسل تایید میكند كه ما در برابر نسلهایی از ملّت فلسطین هستیم كه سخت امیدوارانه زندگی میكنند و شتابشان در مسیر بازگشت به سرزمینشان بسیار زیاد است. وقتی ركود قدرت آمریكا در منطقه و سلطهی آن را در جهان در نظر میآوریم، ظهور تحوّلاتی در جهت منافع مقاومت و بازدارندگی در منطقه را مشاهده میكنیم، ناامیدی از راه مذاكره و این آمادگی برای فداكاری را در چشمان جوانان فلسطینی، عرب و مسلمان میبینیم. همچنین در اسرائیل، سستی، ضعف و عدم حضور زمامداران و سرانی تاریخی را مشاهده میكنیم. و تجربهی جنگ سی و سه روزه و غزّه را در ارزیابی لحاظ میكنیم. میتوانیم آنچه را امام خامنهای دربارهی اسرائیل میگویند، به سادگی بفهمیم. و ما هم با ایشان همعقیده خواهیم شد كه اسرائیل در زمانی بسیار نزدیك نابود خواهد شد، ان شاءالله. بنده نمیخواهم اینجا از بعدی فرامادّی و غیر محسوس در این فهم و این انتظارات سخن بگویم. این هوش و درایت از: ثبات و سلامت پایهها و زیربنای حوزهی اندیشهی سیاسی، درك صحیح از اتّفاقات و همچنین شجاعت امام و رهبر، امام خامنهای سرچشمه میگیرد. نگاه كنید، حتّی اگر پایههای فكری سالم و درك صحیحی از اتّفاقات وجود داشته باشد، در یك شخص بزدل و ترسو، بناهای فكری و اتّفاقات برای همآهنگی با موضعی ضعیف، سست و تسلیمگونه تغییر خواهند كرد. مشخّصا، شجاعت این رهبر با یاری خداوند سبحان و تعالی، كه وعدهاش به مجاهدین این است كه:«وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَاِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ- و كسانی كه برای ما كوشیدند، بی تردید آنان را به راه های خود راهنمایی می كنیم؛ و یقیناً خدا با نیكوكاران است.- عنكبوت ۶۹» چنین رهبری هوشمند و عارفی را میسازد. رهبری كه حتّی چیزهایی میبیند خارج از آنچه: اجماع عقول سیاستمداران، تحلیلگران، پژوهشگاهها و انتظارات عادّی نامیده میشود. امروز و در حالی كه این كنفرانس را افتتاح میكنیم، در انتهای كلام، باید بار دیگر بزرگداشت، احترام و تقدیری عظیم داشته باشیم از فلسطینیان؛ مخصوصا آن جوانان مجاهد، مقاوم، شجاع و بیباك فلسطینی و سوریهای كه در مرزهای منطقهی اشغالی جولان سوریه تجمّع كردند و اصرارشان به حضور، مشاركت، مبارزطلبی، نبرد و مقابله و همچنین شهادت دهها نفر و جراحت صدها تن پیامی روشن بود از تصمیم و عزم این امّت؛ و نمایان ساختن دوبارهی حقیقت دولت آمریكا، حكومتهای غربی و مخصوصا دولت آمریكایی بود كه خواب مصادرهی انقلابه و فریب جوانان عرب را میبیند. این خون جدید آمد تا فضاحت مواضع، زمینهها و انگیزههای این دولت را به نمایش بگذارد و تا تاكید كند بر التزام مطلق آن به اسرائیل. چنان كه اوباما و كنگرهی آمریكایی كه چند روز پیش برای نتنیاهو كف زده بودند نیز گفتند. دولت آمریكا موضع میگیرد و میگوید آنچه دیروز در مرزها رخ داد، یك دفاع مشروع از خویشتن بود. و این یعنی عدم محكومیّت، ملامت و یا چیز دیگر. یعنی به اسرائیل گفتند: خدا خیرت دهد! این است آمریكایی كه از حقوق بشر، كرامت و آزادی برای ما سخنرانی میكند. این خونهای پاكی كه دیروز ریختهشد شاهد جدیدی بود از فزونی هشیاری سیاسی و تاریخی كه امام خمینی قدّس سرّه الشّریف آن را به وجود آورد و پیش برد و پس از ایشان حضرت امام خامنهای آن را ادامه داد. این بود شواهدی از یكی از ابعاد شخصیّت این امام. پس وقتی از رهبری حكمتدان، شجاع، مدیر و تدبیرگر صحبت میكنیم، به واسطهی این شواهد است، شواهدی كه در برابر آنچه میدانیم و [هنوز] امكان بیانش نیست، اندكند. امید دارم كنفرانس شما بتواند، در زمانهی فتنههای عظیم، بخشی از وظیفهی علما، متخصّصان، متفكّران و اهالی فرهنگ را در معرّفی نشانهها و رهبران این امّت ادا كند.
+ نوشته شده در جمعه نهم دی 1390ساعت 15:29  توسط بذرافشان
|
بیداری اسلامی یعنی حالت بر انگیختگی و آگاهی ای كه در امت اسلامی كه اكنون به تحولی بزرگ در میان ملتها انجامیده و قیامها و انقلابهایی را پدید آورده كه هرگز در محاسبه ی شیاطین مسلط منطقه ای و بین المللی نمی گنجید مانند دیگر تحولات بزرگ اجتماعی همواره متكی به پشتوانه های تاریخی و تمدنی ومحصول تراكم معرفتها و تجربه هاست. حضور شخصیت های فكری و جهادی بزرگ جریانساز اسلامی در مصر، عراق، ایران، هند و دیگر كشورهای آسیایی و آفریقا و افكار و فعالیت های آنان پیش زمینه های بیداری اسلامی كنونی در دنیای اسلامند. با توجه به نقش اساسی و بیبدلیل انقلاب اسلامی ایران و رهبریهای بنیانگذار آن حضرت امام خمینی(ره) در دههی اول پیروزی انقلاب اسلامی و جانشین آن امام فقید، حضرت آیتالله خامنهای(مدظلهالعالی) ولیامر مسلمین كه از آغاز دو دهه اخیر تاكنون نظریات و دیدگاههای مهمی در موضوع بیداری اسلامی ایراد فرمودهاند، همایش علمی در محورها و موضوعات ذیل با تاكید بر اندیشه حضرت امام خمینی(ره) و حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای (مدظلهالعالی) تشكیل میگردد. از عموم محققین، پژوهشگران و اساتید حوزه و دانشگاه و دیگر متفكران دعوت میشود تا با ارائه مقالات خود، در این همایش علمی، پژوهشی مشاركت نمایند. موضوعات همایش الف- تاریخچهی بیداری اسلامی: - بیداری اسلامی و انقلاب اسلامی - تاریخچهی بیداری اسلامی و نهضتهای دو قرن اخیر ایران و جهان اسلام (نهضت تحریم، مشروطیت، ثورةالعشرین...) - مراحل بیداری اسلامی - بیداری اسلامی و جوامع اسلامی (خواص، نخبگان، جوانان، تودههای مردم) - بیدارگران اسلامی (رجال و شخصیتهای عالم تشیع و تسنن-تاریخی و معاصر) - بیداری اسلامی و ریشههای آن - بیداری اسلامی در گسترهی جغرافیایی جهان اسلام - بیداری اسلامی و تحولات دهههای اخیر (انقلاب اسلامی، تسخیر لانهی جاسوسی در ایران و لانهی جاسوسی اسرائیل در مصر، جنگ تحمیلی، انقلاب لبنان و حزب الله، قیام مردمی و انتفاضهی فلسطین، جنگ 33 روزه لبنان، وقایع اخیر دنیای اسلام تونس، مصر، لیبی، بحرین، یمن، شمال آفریقا، شبهقاره، افغانستان و سایر كشورهای عربی و اسلامی) ب- مبانی بیداری اسلامی:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه نهم دی 1390ساعت 15:3  توسط بذرافشان
|
متن زیرتوسط دوست عزیزم جناب آقای کاتوزیان از آلمان دریافت شد، از باب وظیفه و امربمعروف متن را برای استفاده کاربران محترم تقدیم می کنم امسال شب یلدا با شهادت امام زین العابدین و سید الساجدین علیه السلام مصادف شده است؛ مراقب باشیم تا بزرگداشت شب یلدا بر حفظ حرمت آل الله سایه نیفکند.* گفتند نیست از شب یلدا درازتر! پیداست که شام غریبان ندیده اند…* دوباره فکرها در قیل و قال است. محبت های ما زیر سوال است. در ایام اسارت شد بپرسی، شب یلدای زینب در چه حال است؟‼ در نای خشک مرثیه خوان، نا نمانده است. طفلی برای زینب کبری نمانده است. باید به جای سعدی و حافظ لهوف خواند؛ دیگر برای ما شب یلدا نمانده است.* شب یلدا چنان باش، خرابت نکند! غافل از واقعه کرب و بلایت نکند. ای که دم می زنی از عشق حسین بن علی؛ آنچنان باش که ارباب جوابت نکند.* ما چله نشین شب یلدای حسینیم؛ ماتم زدگان غم عظمای حسینیم. ما غرق عزای پسر فاطمه هستیم؛ ما تا به سحر محو تماشای حسینیم.* طبل یلدا می نوازد از فریب، در حریم ماه خونبار حبیب؛ نقل و شیرینی به کام انداختند؛ حرمت خون خدا برتافتند…* گر زدستت رفته باشد یک عزیز؛ می نشینی بر سر خوان لذیذ؟! پس کجا رفت آن جوانمردی، چرا؟! رنگ غیرت باختیم اندر عزا…* یک ثانیه از عمر همین یک شب یلدا، باعث شده تا صبح به یمنش بنشینیم! ده قرن ز عمر پسر فاطمه طی شد؛ یک شب نشد از داغ فراقش بنشینیم…
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 23:5  توسط بذرافشان
|
نظر مرحوم آيتالله مرتضي حائري در خصوص رهبر انقلاب کوچه پس کوچه های خیابان فاطمیه قم را به دنبال خانه شخصی می گشتم که هم اتاقی یا به قول طلبه ها، هم حجره ای مقام معظم رهبری در دوران قبل از انقلاب، در مدرسه عالی فقه (حجتیه) بوده است، کسی که حتماً نکات، خاطرات و حرف های جالب و شنیدنی از سیره و شخصیت رهبری برای گفتن داشت. پیرمرد مشهدی که سالها قبل برای کسب علوم و معارف اهل بیت(ع) به قم آمد، دوران های مختلف قبل و بعد از انقلاب را دیده و حوادث تلخ و شیرین روزگار را تجربه کرده بود، از هم اتاقی بودن با مقام معظم رهبری تا امام جمعه و نماینده رهبری در دبی، حاکم شرع اهواز، مسئول اعزام اولین گروه روحانی به جبهه از دفتر تبلیغات و امامت جماعت در مساجد ماهشهر و خارک همه را تجربه کرده است و شاید اگر کهولت سن می گذاشت خاطرات شنیدنی فراوانی از این همه ایام برای گفتن داشت. آنچه پیش روست، برش هایی از گفت وگوی خواندنی خبرنگار مرکز خبر حوزه با حجت الاسلام والمسلمین حسین علی اکبریان معروف به حاج شیخ اکبری است که خواندن آن خالی از لطف نیست. *سکونت در حجره برادر زمانی که طلبه شدم، هم درس می خواندم هم کار می کردم، بعد از چند وقت احساس کرم که کار مزاحم درس است، بنابراین تصمیم گرفتم به قم آمده و ممحض در درس و بحث شوم، با یکی از دوستانم به نام حاج آقای کاردان به قم آمدیم آن زمان حدوداً 22 سال داشتم، آمدیم ولی حجره ای پیدا نکردیم، شب جمعه به جمکران رفتیم و به آقا امام زمان (عج) متوسل شدیم، صبح روز بعد به مدرسه حجتیه رفتیم که دیدیم آقا سيد محمد خامنه ای قصد دارد به مشهد عزیمت کند و حجره اش خالی است، سریع از فرصت استفاده کرده و آن حجره را گرفتیم، چندی بعد دو طلبه ترک زبان هم به ما اضافه شدند و بعد از آنها مقام معظم رهبری از مشهد به قم آمدند و در حجره برادرشان با ما ساکن شدند و به مدت یک سال، 5 نفری در حجره 85 مدرسه عالی حجتیه هم اتاقی شدیم. من دو سال از رهبری بزرگ تر بودم، ولی ایشان در آن زمان در درس خارج اصول آیتالله شیخ مرتضی حائری شرکت می کردند، من و حاج آقای کاردان لمعه را تمام کرده بودیم؛ بنابراین همواره احترام ایشان را حفظ می کردیم و مواظب رفتارمان بودیم. *اجتهاد در جوانی به یاد دارم سیره آقا این بود که شب ها فراغتی که ایجاد می شد می نشست و درس آن روز که نت برداری کرده بودند، به زبان عربی پاکنویس می کردند؛ یک شب دیدم، درس اصول حاج آقا مرتضی حائری را نوشتند که از دروس مشکل حوزه بود و فقط طلاب نخبه و زبده در درس حاج آقای حائری شرکت می کردند. جالب این بود که ایشان زیر هر پاراگراف خط تیره کشیده بود و نظر و نقد خود را به درس استاد نوشته بودند، به ذهنم می آید، همان جا گفتم «درس به این مشکلی، ایشان نظرات خود را این گونه زیر نظر استاد یادداشت می کنند»، جز اجتهاد چیز دیگری نیست، در آن زمان با آن سن جوانی که شاید آقا 20 سال داشتند، واقعا مجتهد مسلم بودند و صاحب نظر بودند. *وقتی که آیتالله حائری از آقا می گوید حتی برخی نقل می کنند، آیت الله حائری در طُرقَبه مشهد بودند، فردی نزد ایشان می رود، آیت الله حائری می گوید الان آقا سید علی اینجا بودند او مجتهد بسیار خوب، انسان زبده و صاحب نظری در فقه و اصول است، خلاصه آقای حائری به عنوان یک مجتهد و مدرس بزرگ حوزه خیلی از سید علی آقا تعریف می کردند. من و حاج آقای کاردان معمولا آبگوشتی تهیه می کردیم و می خوردیم، آن دو طلبه ترک هم خودشان با هم غذا می خوردند و برنامه های خودشان را داشتند، حضرت آقا نیز معمولا بیرون غذا می خوردند و می آمدند، کمتر پیش می آمد چون ساعات مطالعه و مباحثه ایشان با برنامه های ما متفاوت بود و معمولا ما شام را خورده بودیم که ایشان وارد حجره می شدند. جای ایشان در حجره گوشه اتاق نزدیک پنجره، روبروی درب و رو به قبله بود و یک میز کوچک و چند کتاب داشتند که با خود به درس استاد می بردند، ایشان غالبا در روزهای تحصیلی کمتر در حجره بودند و برنامه ایشان کاملا با برنامه ما متمایز بود. بسیار متین و موقری بودند و از شوخی پرهیز می کردند، اما هرگز خشک برخورد نمی کرند، من را حسین آقا صدا می زدند و ما هم ایشان را حاج علی آقا صدا می کردیم و از آنجایی که ایشان ابهت و متانت خاصی داشتند همواره احترام ایشان را حفظ می کردیم و حتی سعی می کردیم کارهای حجره مانند: نظافت و شستن ظرف و... را خودمان انجام دهیم که البته با ممانعت ایشان مواجه می شدیم و در کارها سهیم می شدند. *از لحظه لحظه همجواری با حضرت معصومه (س) بهره می بردند حضرت آقا نظم خاصی داشتند و توجه و دقت زیادی به درس و بحث داشتند، به گونه ای که ممحض در درس بودند و گویا از لحظه لحظه حضورشان در قم و همجواری با حضرت فاطمه معصومه (س) و علما و بزرگان حوزه بهره می بردند و استفاده می کردند؛ تلاش ایشان برای درس و دقتشان در مطالب علمی مجدانه و بی نظیر بود و آثار اجتهاد به خوبی در همان سنین جوانی در ایشان دیده می شد. در برقراری ارتباط با دیگران بسیار خوب رفتار می کردند و همه جور ذوق و سلیقه را به سمت خود جذب می نمودند و جاذبه خیلی قوی داشتند؛ به طوری که خواص و عوام عاشق و دلباخته ایشان می شدند. رابطه ایشان با طلبه ها و اساتید بسیار خوب بود، از همان دوران بیان بی نظیری داشتند، خیلی از طلاب و فضلا و اساتید در آن دوران جوانی، برای ایشان ارادت و احترام خاصی قائل بودند. *یادم نمی آید از دست ایشان دلخور شده باشم در مدت یک سالی که با آقا هم اتاقی بودم یک بار یادم نمی آید از دست ایشان دلخور شده و ناراحت باشم، ایشان مراعات حال همه را می کردند و فرد جامع الاطرافی بودند؛ درس و تحصیل، تهذیب و اخلاق، توجه به مسائل سیاسی و اجتماعی روز، ارتباطات فردی و دوستانه همه را به خوبی در حد اعلی داشتند و رعایت می کردند. حضرت آقا رابطه خوبی با شیعه و سنی داشتند و همواره مراعات می کردند که مطلبی نگویند که باعث ناراحتی و اختلاف شود. *رعایت حال طلبه ها را می کردند
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 23:49  توسط بذرافشان
|
انسانهای بزرگ را باید از نکات کوچک زندگیشان شناخت. دیروز نماز ظهر را در دیدار نخبگان میهمان آقا بودیم.همیشه دلخوش به نمازی بودم که نجوای عارفانه امامم را در قنوت بشنوم. اما اینبار آقا قنوتی بست به کوتاهی یک صلوات! آری سید ما آنقدر آگاه است که به هوای علمای اهل سنت(که نمازشان قنوت ندارد) قنوتش را آنقدر کوتاه گرفت که به ذکر صلواتی هم نمی رسید. .................................................... http://bachehayeghalam.ir/go.php?vid=18485
+ نوشته شده در شنبه سی ام مهر 1390ساعت 22:52  توسط بذرافشان
|
26 سال بعد از اجلاس اورشلیم، بیبیسی فارسی فیلمی مستند درباره رهبری انقلاب ایران ساخت تا شاید بتواند حرف زمین مانده فوکویاما را عینیت ببخشد؛ فیلمی که در آن رهبری ایران به عنوان رهبری با ذکاوت ، مدیر و مقتدر معرفی میشود. شاید دوستانی که در این چند هفته اخیر این فیلم را دیده باشند در حیرت این هستند که چرا بیبیسی در خصوص رهبری ایران چنین فیلمی میسازد؟ فوکویاما در اجلاس اورشلیم در جایی میگوید: شیعه پرندهای است که افق پروازش خیلی بالاتر از تیرهای ماست پرندهای است که دو بال دارد یک بال سبز و یک بال سرخ. بال سبز همان مهدویت و عدالتخواهی اوست و بال سرخ شیعه شهادتطلبی اوست که ریشه در کربلا دارد ... این پرنده زرهی بنام ولایت بر تن دارد. برای پیروزی بر یک ملت باید میل و ذائقه مردم را تغییر داد ... اگر توانستید ولایت فقیه را بزنید بلافاصله پرنده شیعه افت میکند و سقف پروازش کاهش مییابد و تیرهای شما به راحتی به او می خورد. برخلاف تمام ساختههای این سالهای تلویزیون حکومتی انگلیس این فیلم این بار نه برای مردم خاکستری، بلکه برای جماعت اهل ولایت ساخته شده است. بطوریکه چنان انگیزه اهل ولا را در دیدنش ترغیب مینماید که مانند ظرف نذری هیئت دست به دست به همه میرسد اما غافل از این هم نیستند که این سکه پر زرق و برق ملکه جزیرهنشین روی دیگری هم دارد. در این فیلم بارها و بارها از زبان نزدیکان و دشمنان از اقتدار، ذکاوت و مدیریت ایشان یاد میشود و ایشان را فردی لایق به عنوان رهبری معرفی میکند و فقط رهبری و نه ولی فقیه و نه زعیم شیعه؛ خصوصیاتی که در این فیلم به آن اشاره میشود مشخصاتی است که به راحتی میتوان در میان رهبران بسیاری از کشورها مشاهده نمود. دوستانی که در این مدت این فیلم را دیدهاند اذعان داشتهاند که این فیلم چنان تاثیر داشته است که در چند سخنرانی اخیر رهبری ایشان را فقط به عنوان یک انسان با ذکاوت و مدیر دیدهاند و نه به عنوان زعیم و جانشین حجت خدا در غیبت کبری. حکایت این شبکه مرموز چنین است که با القای غیر مستقیم بر روی جماعت ولا سعی کرده جایگاه ولایت فقیه را به عنوان تشریفاتی در قالب سمت حکومتی تقلیل دهد و هدف نه تنها پایین آوردن شخص رهبری است بلکه زدن جایگاه رفیع ولایت مطلقه فقیه و ایجاد شک و تردید در کلام رهبری به هنگام وقوع فتنهها برای اصحاب جهادی شیعه است. سیاست رسانهای بیبیسی در مواجه با جبهه حق سیاستی بادکنکی است که جایگاه و یا فرد مورد نظر را مانند بادکنک با تمجیدها و تعریفها مقداری بالاتر از سطح زمین میبرد و در موقع نیاز با سوزنی همه تعاریف را میترکاند تا چیزی نه از تعاریف بماند و نه از فرد و جایگاه. حکایت سازندگان و مدیران شبکه حکومتی انگلیس، حکایت آن ساده لوح بود که برای جنگ با خدا تیر بر آسمان میانداخت تا شاید تیری به خدا برسد. زنهار که حضرت ماه، برتر از این سیاست دستمالی شده شیطان است و دست شیاطین حتی به ستارگان حاشیهاش هم نمیرسد چه رسد به حضرت ماه که بخواهد تعرضی به ساحت قدسشان نماید. زعیم شیعه چه امام خمینی باشد و چه آیتالله خامنهای باشد و یا میرداماد و شیخ بهایی هر کدام که باشند از میان 61 زعیم و از سلسله زعمای شیعه همگی از نوادر خاص خدا بر روی زمین بودهاند که در زمان غیبت خورشید مانند ماه مسیر را برای شیعیان و پویندگان حکومت جهانی حق روشن نمودهاند و اهل ولایت چشم بر کلام مولایش فوکوس کرده است و امثال این تیرهای رو به آسمان به جایی نخواهد رسید. ...................................................................................................................... منبع:خبرگزاری فارس
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم مهر 1390ساعت 18:27  توسط بذرافشان
|
چیزی که مهم است، نسل جوان ماست؛ طوري كه مقام معظم رهبری میفرمایند: سه چیز را برای نسل جوان ما خواستهاند. همهتان هم همهجا دیدهاید. در اصل ایشان ورزش، تعلیم و تربیت و تهذیب را بعنوان سه اصلی که خودشان انجام میدهند، برای همه ما خواستهاند که ما هم نشاالله انجام بدهیم.
یک روز آقا بیشر نماز میخواند، یک روز بیشتر قرآن میخواند ... اگر یک روز کاری ایشان را تعریف کنم، هر سه مورد را که ایشان برای ما جوانان گفتهاند، در آن میبینیم. ایشان حدود یک تا یکونیم ساعت پیش از نماز صبح بیدارند که تهجد و عبادت شخصی ایشان است. روزهایش هم با هم فرق میکند، شبیه به هم نیست. ایام هفته فرق میکند. یک روز آقا بیشتر نماز میخوانند، یک روز بیشتر قرآن میخوانند، یک روز بیشتر دعا میخوانند، یک روز بیشتر ذکر میگویند ... بعدش نماز صبح را میخوانند، ایشان نماز صبح را به جماعت میخوانند و کمترین جماعتشان، آن شخصی است که همراه ایشان است و بیشترینشان هم هر کسی که توی آن ساختمان است، میآید. ایشان توی دفتر کارشان نماز میخوانند و همة کسانی که صبح در محل کار هستند ـ اعم از پاسدارها و دفتریهایی که آنجا هستند ـ نمازشان را با آقا میخوانند. ایشان هفتهای سه روز را کوهنوردی میکنند بعد از نماز صبح، ایشان هفتهای سه روز را کوهنوردی میکنند و حداقل بین چهلوپنج تا شصت دقیقه به سمت بالا حرکت میکنند. این مسیر را حدود نیم ساعت تا چهلوپنج دقیقه برمیگردند. بعضی از مواقع کوههایی دورتر هستند و برای اینكه به وضعیت کار ایشان لطمه نزند، آقا آن ساعت که باید تهجد و نماز و عبادت شخصی خودشان باشد را میآیند بیرون و در طول مسیر عبادتشان را انجام میدهند. پای کوه که میرسیم، نماز را آنجا میخوانیم. هنوز تاریک است و کسی بیدار نیست. یک ساعتی که بالا میرویم، هنوز آفتاب نزده است. عمامه آقا در كوه، عمامه همیشگیشان نیست وقتی ایشان برمیگردد پایین، آدمهایی که نگاه میکنند تعجب میکنند، اهل کوه تازه کوهنوردها را میگویم، کوهنوردی که میخواهد برود بالای کوه، آفتاب زده تازه حرکت میکند، میبیند مقام معظم رهبری دارد میآید پایین. با خود میگویند: ایشان کی رفته بالا که الآن دارد میآید پایین؟ آقا توی کوه عمامه سرش است، عمامه همیشگیاش نیست؛ عمامهای باریکتر و کوچکتر است. بعضی مواقع هم بعضی جاها ایشان لباس شخصی میپوشند؛ همیشه با آن لباس نیست. شما عکسهای آقا را در کرمان دیدهاید دیگر. در زلزلة کرمان، رئیس جمهورمان چند بار رفت؟ رهبرمان چند بار؟ رهبر نظام سه بار در زلزلة کرمان به مردم کرمان سر زد. در زلزلهای که در بم آمده بود، برای جنازهها، حتی خود آقا نماز خواند. آقا اهل این نیستند که وسط کار، کار را نصفه بگذارند آن سه روز کوهنوردی وقتی از کوه پائین میآیند، بعد وقت اداری کار ایشان است و آن چهار روز دیگر را توی خانه ورزش میکنند. اصلاً اهل این نیست که وسط کار، کار را نصفه بگذارد. هر کاری ایشان انجام بدهد کاملِ کامل است. اصول آن کار را دقیقِ دقیق بلد است. ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم شهریور 1390ساعت 15:11  توسط بذرافشان
|
چند ی پیش حجت الاسلام و المسلمین جواد محدثی، در جمع طلاب بسیجی یزد، سخنرانی داشتند و در پایان سخنرانی زیبایشان این نثر بسیار بسیار زیبا را خواندند که مورد استقبال و توجه حاضران در جمع قرار گرفت.این متن زیبا، به صورت یادداشت در خبرگزاری رسا، قرار گرفت؛ که مورد استقبال پایگاهها و رسانه های خبری واقع شده است.
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعت 14:49  توسط بذرافشان
|
درحال مرورخاطرات سفر معنوی سال 88 بودم که همراه کاروان بعثه مقام معظم رهبری به حج مشرف شدم، تو سایت حج وزیارت سرک می کشیدم تا کمی از حال و هوای این سفر معنوی و وظایف خودم آگاه شوم ،به خاطره زیر برخورد کردم دلم شگست و آرزوکردم انشاالله این سفر معنوی نصیب همه عاشقان وشیعیان باشه، این شما و این هم خاطره این زایر بیت الله و حرم نبوی: اولین زیارت مدینه،دسته جمعی به حرم رفتیم.پشت در خانه حضرت زهرا(س) رسیدیم.روحانی توضیح می داد که چرا قبر بی بی دو عالم از نظرها مخفی است بعد به دیواری اشاره کرد و گفت:" آنجا خانه قدیم حضرت فاطمه (س) است." آن خانه، فاصله ای با مزار پیغمبر(ص) نداشت. شنیده بودم که حضرت حق در حدیث قدسی فرمود:اگر زهرا(س) نبود، زمین را خلق نمی کردم. خیلی فکر کردم. بانوی دو عالم جایگاه رفیعی دارد، انسان معمولی نیست که در زمین دفن شود؛ اصلا زمین این توان را ندارد که بانوی آسمانها را در بر بگیرد. نمی توانستم باور کنم که پشت این درهای به ظاهر بسته و قفسه های قرآن، سرور تمام زنان عالم آرمیده است. اصلا انگار به آسمانها عروج یافته است. نمی خواستم در مدینه دنبال مزار بی نشان فاطمه بگردم.مگر فاطمه پاره تن پیامبر نبود؟ مگر رحمه للعالمین در حقش نفرمود ام ابیها، مگر مادر پدر نبود؟ پس همین جا در کنار مزار پدرش آرمیده است... جایی در روضه النبی کنار خانه حضرت زهرا(س) نشستم. هنوز فکر می کردم. به یاد مقامات بهشتی حضرت فاطمه(س) و روایاتی که قبل از سفر خوانده بودم افتادم که:" روز قیامت جبرئیل در حالى که مهار ناقه حضرت زهرا(س) را گرفته است با صداى بلندى ندا مىکند:« نگاه خود را فراسوى خویش گیرید و نظرها به پایین افکنید، این فاطمه(س)، دختر محمد(ص) است که عبور مىکند.»در آن هنگام،حتى انبیا و صدیقین و شهدا همگى از ادب، دیده فرو مىگیرند؛ تا اینکه فاطمه عبور مىکند و در مقابل عرش پروردگارش قرار مىگیرد. آنگاه از جانب خدا (جل جلاله) ندا مىشود:« اى محبوبهى من و اى دختر حبیب من، بخواه از من آنچه مىخواهى؛ تا عطایت کنم و شفاعت کن هر که را مایلى تا قبول فرمایم.» فاطمه(س) در جواب عرضه مىدارد:«اى خداى من و اى مولاى من، دریاب ذریهى مرا، شیعیان مرا، پیروان مرا و دوستان ذریهى مرا.» بار دیگر از جانب حق خطاب مىرسد:«کجا هستند ذریه فاطمه و پیروان او؟ کجایند دوستدارانش، و دوستداران ذریهى او؟» در آن هنگام جماعتى به پیش مىآیند و فرشتگان رحمت آنان را از هر سوى در میان مىگیرند و فاطمه (علیهاالسلام) در حالى که پیشگام آنهاست همگى را همراه خود به بهشت وارد مىفرماید». حضرت امام محمد باقر (علیهالسلام) فرمود:« به خدا سوگند از برکت محبت جدهام زهرا، کسى بر جاى نمىماند جز آنکسى که نسبت به مقام والاى آلمحمد تردید داشته و یا کافر و یا منافق باشد». یاد توضیحات روحانی کاروان افتادم که در مورد مخفی بودن مزار فاطمه(س) صحبت می کرد. من جواب سوالم را از پیغمبر(ص)گرفتم، در روایتی از رسول اکرم (صلى اللَّه علیه و آله و سلم) چنین نقل شده است که فرمود: «... ینادى مناد من بطنان العرش، یا اهل القیامه غضوا ابصارکم، هذه فاطمه بنت محمد، تمر على الصراط، فتمر فاطمه علیها و تمر شیعتها على الصراط کالبرق الخاطف...». «روز قیامت منادى از میان عرش الهى ندا مىکند: اى اهل محشر چشمان خود فروگیرید، این فاطمه دختر محمد است که از صراط عبور مىکند، آنگاه فاطمه با شیعیان بسرعت برق از صراط مىگذرند». وقتی روز قیامت منادی ندا می دهد که چشمان خود را به زیر افکندید تا فاطمه از صراط عبور کند؛ پس حضرت حق در دنیا هم اراده کرده که مزارش از دیده ها پنهان بماند... زیارت نامه حضرت فاطمه(س) را دست گرفتم و گفتم:«خدایا شاهد باش که من از شیعیان زهرا و از دوستان اویم و معتقد به ولایت آن حضرت هستم».
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 22:24  توسط بذرافشان
|
|
|