" به امت عربي بطور خاص و به جهان اسلام به طور عام...  سلام بر شما و رحمت خداي قادر بر همه چيز...  اشتياق به ايمان خالص، صلح دروني، آزادي روح و حيات جاودان در ژرفاي نفس بشري قراردارد. ما با  تكيه به خداي تنهاي يگانه اميد داريم كه خوانندگان و شنوندگان، راه رسيدن به آن اشتياق را از طريق " الفرقان الحق "  بيابند... "

این بخشی از مقدمه ی کتابی است که خبر آن را از مدت ها پیش از گوشه و كنار مي شنيديم و در سايت هاي خبري مي خوانديم. این خبر که بوی شكل گيري و طراحي توطئه ای جديد و خطرناك برضد اسلام و مسلمانان می داد،

متأسفانه اين خبر، شكل واقعي به خود گرفت و بالأخره كتاب مزبور، با چاپي نفيس و گران قيمت به نام " الفرقان الحق "  در ۳۶۶ صفحه و ۷۷ سوره (!) و به زبان های عربي و انگليسي، توسط دو شركت انتشاراتي آمريكائي  omega 2001    و   wine press    چاپ و توزيع شد.

ماجرا از سال ۱۹۹۹ با انتشار چهار به اصطلاح سوره ی جعلی شبیه سوره های قرآن کریم در اینترنت آغاز و به اینجا ختم شد که سال گذشته کتاب مزبور به تقلید از شیوه و اسلوب قرآن کریم،  استفاده از کلمات و آیات آن و حتی با رسم الخط قرآنی عرضه شود.

به نظر می رسد فراهم آورندگان این کتاب هنوز در مرحله ی  تست و آزمایش هستند و یا اینکه حد اقل شرایط فعلی را برای ورود گسترده و توزیع بی محابای آن در سطح جوامع عام کشورهای اسلامی مناسب نمی بینند. اما در کتابخانه های بزرگ و  مشهور دنیای غرب، باشگاه های تفریحی و ورزشی، مراکز آموزشی و فنی و در بعضی از کشورهای عربی ــ از جمله کویت ــ و البته در سطح مدارس خارجی که دانش آموزان مسلمان کشور میزبان در آن تحصیل می کنند، به شکل گسترده ای تبلیغ و توزیع شده است.

 

نویسنده ی کتاب

در بعضی از این نوشته ها، اين كتاب بي ارزش را تألیف دو نفر به نام ها ي " الصفي " و " المهدي "  دانسته اند. اما در مقدمه ی ‌آن كه به امضاي اين دو نفر نوشته شده است، خود را به عنوان اعضاي هيئت امناي ناظر بر تدوین تهیه و انتشار، معرفي كرده اند.

بعضی از محققان عرب به نقل از پايگاه اينترتي آمازون، كه به تبليغ و فروش اين كتاب پرداخته است، نويسنده ي آن را فردي به نام " دكتر انيس شاروش " anis shorrosh معرفي مي كند.

نویسندگان دیگری، دکتر انیس شاروش را همان المهدی می شناسند که کتاب را به انگلیسی برگردان کرده است.

اما از " الصفی " که اولین نام امضا کننده ی مقدمه است، چندان خبری در دسترس نیست. جالب این است که " ولید ریاح " رئیس تحریریه ی نشریه صوت العروبه که در آمریکا منتشر می شود و به زودی مقاله ی او را در این زمینه نقل می کنم، امضای مقدمه ی کتاب را چنین می نویسد:  ... به الصفی وحی شده است ... المهدی آن را ترجمه کرده است.

بنابر این احتمال می رود که نسخه ای که وی ملاحظه نموده، جزو نسخه های اول کتاب مزبور باشد که چنین امضا شده و بعدها در اصلاح یا تجدید نظر و یا به خاطر هراس جدی از واکنش مسلمانان و  حتی غیر مسلمانان، به عنوان ناظران بر تدوین تهیه و انتشار امضا شده باشد.

به نظر می رسد که " الصفی " به معنای " برگزیده " نام یک شخصیت فرضی است که تنها برای رد گم کردن و در عین حال جنبه ی قداست دادن به کتاب باشد. دیگر اینکه " المهدی " نیز شخصی واقعی و همان دکتر انیس شاروش باشد که هم نویسنده ی متن عربی و هم مترجم آن به انگلیسی باشد.

نکته ای که دخالت دکتر انیس شاروش را تأیید می کند و نشان می دهد که او همان " المهدی " است، مطلبی است که در پایگاه اینترنتی  usinfo  برای دفع اتهام از آمریکا در دست داشتن در این حرکت دروغ پردازانه، به صراحت او را مترجم کتاب معرفی می کند و به نقل نظرات او و اهداف این کار می پردازد.

سایت  islam in focuse   که احتمالاً متعلق به خود اوست، نیز می نویسد: وی سه سال قبل به همراه همسرش،  کتاب الفرقان الحق را از عربی به انگلیسی برگردان کرد. همان چیزی که امروز به نام the true furqan  شناخته می شود.

به هر حال، مدت هاست که این فرد در رسانه هاي گوناگون به تبليغ " الفرقان الحق "  و برپايي كنفرانس هاي مختلف به ترويج آن مي پردازد و از مسلمانان مي خواهد كه بدان اعتماد كنند و آن را جايگزين قرآن كريم نمايند .

دكتر انيس شاروش در فلسطين به دنيا آمد و پدرش توسط ارتش يهود كشته شد. او ابتدا در اردن و سپس در كشورهاي غربي به تحصيل  و در عين حال، فعاليت تبشيري پردا خت و  برای تبلیغ مسیحیت به 76  کشور در سراسر دنیا سفر کرد.  از 1995 در نيوزلند، انگليس و پرتغال به سر برد. پيش از آن نيز در سرزمين هاي اشغالي در خدمت يهوديان بود و با آنان د ر كنشت اورشليم  Jerusalem Baptist خدمت كرد.

هم اکنون نیز در سراسر جهان از نیوزلند گرفته تا آمریکا به فعالیت های خود ادامه می دهد و در بسیاری از مجامع دانشگاهی مسیحی و رسانه ها به سخنرانی می پردازد.    

وي در دهه ی 80 كتابي تحت عنوان  islam reveled : a christian arabics view of islam  منتشر ساخت و در آن،  اسلام را داراي ايده هاي نادرست و روح خشونت دانست. از جمله اينكه از هر پنج قتل كه در جهان اتفاق مي افتد، يك نفر به خاطر ديدگاه هاي اسلامي كشته مي شود.

شاروش ده کتاب تألیف کرده که عمدتاً پیرامون اسلام و خطرات آن (!) بوده است. دهمین کتاب وی در آگوست 2004  با عنوان " اسلام، خطر یا چالش " منتشر شد.

او با وقاحت تمام، اسلام را دين رعب و خشونت خوانده كه به جنگ و خونريزي دعوت مي كند و اضافه كرده است كه منشأ همه ي اين ديدگاه ها اسلام است.

به خاطر همين اعتقاد، به مسمانان سفارش كرده است كه قرآن دروغينش را جايگزين قرآن رایج بین خویش نمايند و معتقد است كه: قرآن من بهتر است.

دکتر انیس شاروش ابتدا چهار سوره جعل و در پايگاه اينترنتي AMRICAONLINE.COM  منتشر كرد و سپس بعد از يكسال، كتابي كامل با نام  " الفرقان الحق " شامل ۷۷ سوره جعلي تأليف و دردسترس همگان  گذارد.

او در كنفرانسي كه  دو روز بعد از حادثه ی  ۱۱  سپتامبر  در دانشگاه هوستن برگزار كرد گفت: محمد (ص) ـ معاذالله ـ  با شيطان در ارتباط بوده و همين است كه مسلمانان كشتار را دوست دارند.

وی درهمين سخنراني به دولت آمريكا  پيشنهاد كرد كه به منظور جلوگيري ازنفوذ تروریزم همه ي مسلمانان را از آمريكا اخراج نمايد. و اضافه كرد كه بايد همگي مسلمانان را به خاور ميانه منتقل و سپس به وسیله ی بمب اتم همه ی منطقه را نابود ساخت.

او افزود: من يكي از هزاران مسيحي هستم كه هر شب يكشنبه براي نابودي اسلام دعا  مي كنم.

 اين سخنراني باعث شدكه رئيس دانشگاه مزبور، در روزنامه ی وابسته به دانشگاه از سخنان او اظهار تأسف و معذرت خواهي كند.

به هر حال آنچه از مجموع مطالعات راقم اين سطور بر مي آيد اينكه وي از مسيحيان عرب فلسطيني بوده كه با حمايت یهودیان به مراتب علمي دانشگاهي رسيده و با گرايش هاي جناح تندرو  و افراطي مسيحي صهیونيستي، امروز در خدمت آرمان ها و برنامه های صهيونيزم قرار گرفته است.

تحریف

موضوع اصلي اين مبحث، همين محور تحریف و كتمان حقايق است. بنا بر این با صرف نظراز وقايع تاريخي كه در راستاي قتل،  خونريزي و جنگ هاي فراوان عليه اسلام  و مسلمانان از آغاز بعثت نبي اكرم تا عصر حاضر وجود داشته، بايد گفت كه تصمیم بر  تحريف، از صدر اسلام یعنی حتي در زمان حيات پيامبر اكرم آغاز شده بود. افسانه ي غرانيق و حديث افك و. گوشه هايي از تلاش مخالفان و  عمدتاً بني اسرائيل براي مخدوش كردن چهره ي مطهر اسلام و قر آن بوده است. در متون دینی ما روايات بسياري وجود دارد كه در جهت مخدوش جلوه دادن دين اسلام و  شخصيت  پيامر اكرم و اولياي راستين الهی، توسط يهوديان ساخته و پرداخته شده و در کتاب های اسلامی وارد شده است. این مطلب آنقدر حایز اهمیت است که در حديث شناسي اسلامي، مبحث " اسرائيليات " براي شناخت اين قبيل روايات و راويان آنها جايگاه ويژه اي دارد.

بنابراین همانطور که پیشتر نیز گفتم با توجه به سابقه ی دیرینه ی بني اسرائيل در انواع  فتنه هاي نظامي و فرهنگي در طول تاريخ اديان الهی،  دست داشتن اينان در  ماجرای " الفرقان الحق "  نيازي به توضيح و استدلال ندارد. با اين حال، غير منطقي نيست كه رد پاي اسرائيليان و لابي هاي صهيونيستي را در طراحي و تدوين اين كتاب جستجو كنيم و دلايل آن ها را كه بسيار روشن است، مرور نمائيم

سخن آخر

گفتنی است که غالب کشورهای اسلامی با بی تفاوتی از کنار این موضوع گذشته و  نسبت به آن حساسیتی به خرج نداده اند. شاید این بی تفاوتی یا عدم حساسیت، به خاطر بی اهمیت انگاشتن و اطمینان به بی تأثیر یودن آن باشد که خدای متعال در باره ی قرآن کریم فرمود: " انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون  " ( حجر / ۹ )  و شاید به خاطر پرهیز از حساس کردن دیگرانی که از آن اطلاعی ندارند باشد که مبادا هر گونه واکنشی، موجب توجه بیشتر مردم و ترویج ناخواسته ی آن باشد.

اما آیا جای این سؤال وجود ندارد که اگر نماد ملی یکی از این کشورها و یا نقشه ی جغرافیایی آن و ... در یک گوشه ی جهان ــ حتی توسط مؤسسه های غیر رسمی و غیر دولتی ــ مورد خدشه قرار می گرفت، چنین سکوتی روا شمرده می شد؟ اگر یک نشریه ی محلی در دور دست ترین نقاط عالم به یکی از مقامات این کشورها توهینی می کرد، آیا باز هم موضوع به همین راحتی مسکوت می ماند؟

آیا اطمینان به وعده ی خدا  مبنی بر حراست و پاسداری از قرآن کریم، می تواند توجیه گر سکوت مسلمانان باشد؟ اگر چنین است مگر وقتی پرچم یک کشوری دستخوش تغییراتی در یک کشور دیگر و توسط سازمان های غیر رسمی می شود، تأثیری در اصل پرچم دارد؟ پس چرا تمام دستگاه دیپلماسی آن کشور به کار می افتد و تا طرف مقابل را به عذر خواهی رسمی واندارد، آرام نمی گیرد؟

اگر هر حرفی، اهمیت پاسخ دادن و موضع گرفتن ندارد، پس چرا امام راحل با آن غیرت دینی و اسلامی در برابر سلمان رشدی و آیات شیطانی او موضع گرفت؟ آیا اینکه موضع امام باعث می شد تا سلمان رشدی بیشتر مطرح و مشهور شود، مانع از انجام تکلیف شرعی آن عزیز گردید؟

اگر یکی از امامان جمعه که صاحب منصب رسمی هم به حساب نمی آیند، در هر یک از کشورهای اسلامی، علیه یکی از ادیان رسمی دنیا مثلاً مسیحیت یا یهودیت، سخنی بگوید؛ آیا باور می کنیم که دنیا را علیه او و کشور متبوعش نشورانند؟

جدای از موضع گیری سیاسی که ضرورت روابط دیپلماسی کشورهای اسلامی است، اگر متفکران و اندیشمندان جوامع اسلامی به این بهانه ها سکوت پیشه کنند و به راحتی از کنار این تهاجمات فکری و فرهنگی بگذرند و نسبت به حلاجی، تحلیل و رد کردن مبانی فکری دشمنان تلاش نکنند، چه اطمینانی وجود دارد که مردم و به ویژه غالب نسل جوان ــ به عنوان جستجوگران هویتی جدید ــ  با هر نسیمی به این سو و آن سو متمایل نشوند؟

نکته ی پایانی 

 نه تنها ما بلکه طراحان این افسانه نیز باور دارند که با این کار، نه می توانند اصل قرآن کریم  را دستخوش  تغییر و تحریف  کنند  و نه بر اندیشه و اعتقادات مسلمانان تأثیری مطلوب  بگذارند و ذره ای از میزان پایبندی آنان به آموزه های دین مبین اسلام بکاهند.

اما یکی از عمده ترین هراس های آنان در کنار دغدغه هایی که از ناحیه ی مسلمانان فعلی دارند، موج شدید اسلام خواهی و گرایش غیر مسلمانان و پیروان مکاتب فکری دیگر به اسلام است. امروز ملت های مظلوم و عناصر آزادیخواه در سراسر گیتی، اسلام را به عنوان تنها راه نجات خود و تنها وسیله ی مقاومت و پیروزی بر دشمنان بشریت می شناسند و به صورت فردی و گروهی به آن  روی می آورند.

بنابر این اصل اسلام و مسلمانان از یک سو و اسلام خواهی ملت های مستضعف و ستمدیده از سوی دیگر، کافران سلطه گر را چنان به وحشت انداخته است که همه ی این تلاش ها در مقابل آن ناچیز است.

در این صورت آیا می توان اعتمادکرد که با این کتاب، اسلام عزیز و متعالی را نزد دیگر ملت ها و  پیروان ادیان دیگر که گوش چشمی به اسلام دارند، چنان جلوه ندهند که خود می خواهند؟

من بر این باورم که مهمترین راهبرد طراحان این توطئه، همین است. و از این روست که در تبلیغات این کتاب، آن را به عنوان پدیده ای نو در شناخت اسلام و تحت عنوان آموزه های مشترک ادیان بزرگ الهی و کتابی آسمانی برای ادیان سه گانه یعنی اسلام، یهودیت و مسیحیت معرفی کرده اند.

بنابر این به همه ی آنانی که از روی اطمینان به مصون بودن قرآن؛ و یا به خاطر بها ندادن به این کار ــ که مبادا موجب مطرح شدن بیشترش شود ــ یا از روی بی تفاوتی سکوت کرده اند، متواضعانه عرض می کنم که هدف شوم  آنان هرچه باشد، چیزی نیست که ما بتوانیم دست روی دست بگذاریم و شاهد رواج بدون مقاومت این کتاب و آثار مخرب آن باشیم. اندیشمندان و دولت های اسلامی باید با عزمی دینی و ملی، حرکتی هماهنگ و جهانی را بنیاد نهند و به دفاع از کتاب آسمانی شان چنان عرصه را بر متهتکان تنگ و جهان را بر آنان سیاه کنند که نه آنان دیگر به چنین راههایی فکر کنند و نه خود، مشمول شکایت نبی اکرم در قیامت باشند که خواهد گفت:

.. یا رب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا ( فرقان / ۳۰ ) 

متن کامل مقاله قران جعلی قرن 21